|
(Tourism) گردشگري-(Hiking)دامنه نوردي-(Mountaineering)كوهنوردي | ||
|
کسی که ناز مرا می کشید مادر بود کسی که حرف مرا می شنید مادر بود کسی که گنج به دستم سپرده بود پدر کسی که رنج به پایم کشید مادر بود کسی که شیره ی جان می مکید من بودم کسی که روح به تن می دمید مادر بود کسی که در دل شب از صدای گریه ی من سپند وار ز جا می جهید مادر بود کسی که خاری اگر پیش پای من می دید چو غنچه جامه به تن می درید مادر بود کسی که دور اگر می شدم ز دامانش برهنه پا ز پیم می دوید مادر بود ز دست دشمن هستی در این سیه بازار کسی که جان مرا می خرید مادر بود کنار بستر بیماریم ، پرستاری که تا به صبح نمی آرمید مادر بود به روزگار جوانی کسی که قامت او به زیر بار محبت خمید مادر بود کسی که در غم و اندوه و در پریشانی به درد های دلم می رسید مادر بود گهی خشونت و تندی گهی عطوفت و مهر نشان و مظهر بیم و امید مادر بود غرض کسی که ز دنیا و آرزو هایش برای خاطر من دل برید مادر بود یکی شکسته قفس ماند و خسته مرغی زار که از ثرى به ثریا پرید مادر بود مرا ستاره صبحی که هر چه کوشیدم شد آخر از نظرم نا پدید مادر بود
[ ۱۳٩۱/٢/٢٢ ] [ ۸:۳٢ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
حدود ساعت 21:00 وارد اداره باستان شناسی جیرفت شدیم، پس از پایین آوردن لوازم و کوله پشتی ها مقدمات چای و شام آماده شد، پس از صرف شام برنامه توجیهی جهت زمانبندی حرکت و پیاده روی روز بعد را مشخص کردیم و پس از آماده کردن ناهار فردا به کمک اعضای گروه، به لطف بعضی از دوستان حدود دو تا سه ساعتی استراحت کردیم. ساعت 5:00 طبق برنامه بلند شدیم، نماز رو که خوندیم با آماده شدن افرا گروه به سمت رود فرق براه افتادیم وبا گذر ازکنارعنبر آباد پس از طی حدود 45Km به دوراهی جهاد آباد رسیدیم که مسیر را به سمت چپ(شرق) ادامه دادیم و طی حدود 15 Km درمحدوده نیروگاه مجددا به سمت چپ (شمال ) براه خود ادامه دادیم و با طی حدود 14Km با رسیدن به اولین دوراهی به سمت چپ با گذر از کنار روستای گرم سفلی پس از طی حدود 4Km در ساعت 7:15 به روستای زیبای رود فرق (& Altitude=1394m Latitude 28 29’ 26.3” N - Longitude 58 09’ 42.8” E )رسیدیم . صبح زود غبار محلی دامنه های جبالبارز را پوشانده بود صدای آب جویبارها که نوایی ریتمیک از آبشار وروار را با خود داشت با گذر از پیچ وخم روستا جهت شرب مزارع در حرکت بودند. سبزه ها شاداب، درختان مرکبات پر از شکوفه ها و کنجشکان، مستانه در لابلای شاخه ها آواز کنان جست وخیز می کردند، شاید صدای مینی بوس ما تنهی عامل نامانوسی بود که آرامش طبیعت را بهم می زد. مینی بوس را در کنار یکی از خانه های روستا پارک کردیم و وبا بررسی وضعیت گروه درساعت 7:45 از مسیر رودخانه به سمت آبشار براه افتادیم. حدود یک ساعتی با گذر از پیچ وخمهای رودخانه وتماشای طبیعت زیبای منطقه درجوار چمنزاری که کناره رودخانه را به سبزه آمیخته بود جهت خوردن صبحانه و استراحت کوله ها را بر زمین گذاشتیم، آتشی افروختیم و چای و صبحانه خوردیم و مجددا براه خود ادامه دادیم. حدود 45 دقیقه برای صرف صبحانه و چای در محل بودیم و با ادامه مسیر پس از طی حدود نیم ساعت به دوراهی کرور (Kerver) رسیدیم(& Altitude=1662m Latitude 28 31.13’ 6” N - Longitude 58 10’ 36” E ). مسیر آبشار دره اصلی (سمت راست) می باشد و دوستانی که قصد صعود به قله علم شاه را دارند بهتر است از دره سمت چپ با عبور از منطقه کرور ودر نزدیکی انتهای دره با عبور از گردنه سمت راست به منطقه ووود (vooved) بالای آبشار وروار رفته و با ادامه مسیر رودخانه به قله خواهند رسید. هرچند به لطف توسعه صنعت مس منطقه زیبای کرور جهت بهره برداری از معدن مس منطقه در حال تخریب می باشدو آدمی نمی داند، خوشنود از توسعه و اشتغالزایی در این مناطق محروم باشیم یا ناراحت از تخریب طبیعتی بکر که تا به امروز جز مردم بومی و تعدادی گردشگر و کوهنورد را پذیرا بود که تنهی از مسیرمالرو خود را به این مناطق می رسانند باشیم!! مسیر طوری بود که هراز گاهی می بایست آب نچندان زیاد رودخانه را قطع کنیم و به تبع آن گاها بعضی دوستان خواسته یا ناخواسته تنی به آب زده و خستگی تن را می زدوند که با توجه به گرمای محیط خالی از لطف هم نبود هرچند برای بعضی از دوستان هم صحنه ای کمدی و خاطره انگیزرا به یادگار می گذاشت. کم کم دوستان داشتند خسته می شدند تا با دیدن آبشار از دور دستها روحیه ای تازه گرفتند و با گذر از منطقه نرگسان از میان بوته های تمشک، مورد و... ساعت 12:30 به اولین آبشار که حدود نیم ساعتی با آبشار اصلی فاصله داشت رسیدیم.(& Altitude=2000m Latitude 28 32’ 3.3” N - Longitude 58 11’ 40.7” E ) و با توجه به خستگی تعدادی از افراد گروه، مقرر شد جهت صرف ناهار در این محل بمانیم و چنانچه افرادی مایل به رفتن کنار آبشار بودند بصورت گروهی جداگانه اقدام نمایند. تقسیم کار جهت تهیه هیزم و آماده کردن ناهار(جوجه کباب) و چای صورت گرفت و پس از صرف ناهار و چای و تفریح دوستان یک گروه 6 نفره به سمت آبشار رفتند و مقرر گردید ساعت 15:00 با جمع شدن گروه به سمت رود فرق حرکت کنیم که با تاخیر دوستان، گروه اصلی ساعت 15:00 به سمت پائیین براه افتاد و با آمدن سایر دوستان در ساعت 15:30 منطقه را ترک کردیم و ساعت 18:15 به رود فرق رسیدیم و به سمت کرمان براه افتادیم که با کمی توقف حدود ساعت 1:00 به کرمان رسیدیم.
[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱۱:٥٢ ق.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
Vorvar & Vooved & Kerver نام هایی که با مرتفع ترین آبشار ایران همراه اند، درست شب پنجشنبه بود که با زنگ موبایل خانم سلطانی یاد و خاطرات سال 84 که به سمت منطقه رودفرق وارتفاعات جبالبارز رفته بودیم زنده شد، هرچند با مشغله ای که داشتم امکان حضور در این سفر را در خود نمی دیدم ولی دست تقدیر ما را ناخودآگاه به آن دیار کشاند.
عصر پنجشنبه با تنی خسته از سیرجان به کرمان رسیدم و با عجله کوله بار سفر را جهت همراهی دوستان راهنمای تور کرمان، بستم و ساعت 16:25 در معیت دوستان کرمان را به سمت آبشار وروار با یکدستگاه مینی بوس هیوندا به رانندگی آقای قاسمی ترک کردیم، ابتدای جاده ماهان (جیرفت 220 Km) بر روی تابلو سبزرنگ بزرگی نوید حد اقل سه ساعت تحمل صندلی های مینی بوس را می داد. بعد حدود یک و نیم ساعت به راین رسیدیم، عصری بهاری درخیابان شلوغ اصلی شهر با جنب و جوش مردمی کنجکاو دیدنی بود، حدود نیم ساعتی جهت خرید مرغ و نان سپری شد و با جمع شدن گروه به سمت جیرفت براه افتادیم. با رسیدن به منطقه زیبای دلفارد با اقلیمی بی نظیر جهت استراحتی کوتاه و نماز از ماشین پیاده شدیم(& Altitude=2080m Latitude 29 00’ 31.4” N - Longitude 57 35’ 42.8” E )و طبق روال نیم ساعتی از این محیط زیبا استفاده نمودیم و مجددا" براه خود ادامه دادیم تا حدود ساعت20:40 به شهر زیبای جیرفت که مقدم میهمانان را با بهار نارجش عطراگین می نمود رسیدیم. هرچند مردم خونگرم و میهمان نوازش بخصوص آقای رشیدی از پرسنل آموزش و پرورش، به محض اینکه متوجه مشکل گروه ما جهت انتخاب محلی برای شب مانی ما شد با کلی پیگیری مدرسه ای را برای ما در نظر گرفت یا دوست آقای خلیلی (راهنمای تور) که آماده پذیرایی گروه 18 نفری ما در آپارتمان 100 متری خود شد یا جناب آقای علیدادی که ما را در آن شب از امکانات اداره باستان شناسی جیرفت بی نصیب نگذاشت تا شبی بیاد ماندنی درآرشیو خاطراتمان به ثبت رسانیم. حقیقتا مرور هر لحظه زندگی ما انسانها و اتفاقات آن شب آدم را ناخوداگاه یاد بزرگی و رحمت بی پایان خداوند می اندازد که لحظه ای بندگانش را از یاد نمی برد و مصداق آن، داستانی می باشد که پیرزن با تقوایی در خواب خدا رو دید و به او گفت : (( خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ )) خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت . پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت. سپس نشست ومنتظر ماند. چند دقیقه بعددر خانه به صدا در آمد . پیر زن با عجله به طرف دررفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود . پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهد پیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست. نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد . پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت. نزدیک غروب بار دیگر در خانه
[ ۱۳٩۱/۱/٢۱ ] [ ٩:٢٢ ق.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
[ ۱۳٩۱/۱/٧ ] [ ۱٢:٢٧ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
عصر پنجشنبه 23/4/90 گرو ههای زیادی از اطراف جهت این مراسم در ورزشگاه ساردوئیه جمع شدند تا برگی از دوران شکوفائی این همنورد ازدست رفته را رقم زنند. مجلس با حضور پیشکسوتان کوهنوردی استان استاد گرامی جناب آقای نعمت الهی ( اولین موسس هیئت کوهنوردی کرمان درسال 1327) و استاد گرامی جناب آقای کبیری که هنوز در سن هشتاد سالگی با روحیه ای شاد و سرزنده در جمع کوهنوردان تلالو می کرد شروع و برنامه با اعلام بیوگرافی مرحوم میرشکاری و داستان غم انگیز صعودش شروع و نهایتا پس از تشکر از پشکسوتان کوهنوردی کرمان پایان یافت . برنامه صعود با بیش از 250 نفر در ساعت 5:30 از مسیر ده بالا که حدود 8 کیلومتر مسیر خاکی داشت و در سمت شرق قله قرار دارد شروع و پس از صرف صبحانه حدود ساعت 10:00 با حضور آقای کبیری بعنوان مسن ترین و چند نفر بچه های 12 ساله قله 3900 متری نشانه را فتح نمودیم و با جمع شدن همنوردان حدود ساعت 13:00 به پائین رسیدیم و برادران مشایخی و دوست عزیزمان آقای کریمی و دیگر دست اندرکاران این مراسم با آشی داغ که رایحه کرفس کوهیش به طعم آن افزوده بود از کوهنوردان پذیرای کردند و صعودی دیگر به پپایان یافت. جا دارد از کلیه عزیزانی که نسبت به برگزاری چنین مراسم های اقدام می ورزند بخصوص جناب آقای رسول زندی تشکر نموده و موفقیت وشادکامیشان را از درگاه ایزد منان طلب نمائیم. [ ۱۳٩٠/٤/٢٧ ] [ ٩:۳۳ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
ظاهرا" قراره در عصر پنجشنبه مورخ 23/4/90 یادواره ای برای مرحوم عیسی میرشکاری در ساردوئیه برگزار گردد و روز 24/4/90 کوهنوردان به یاد آن عزیز از دست رفته قله نشانه بهراسمان را صعود نمایند. [ ۱۳٩٠/٤/۱٠ ] [ ۱۱:٤٩ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
همین دیروز بود با چهره ای بشاش و ظاهری آرام و معصوم در مسیر قله علم شاه دست ما را با گرمی درونش فشرد و در طول راه با گامهایش لحظه لحظه دوستی، صفا و صمیمت کاشت و ما را نیز از این الطاف بی نصیب نگذاشت. مراسم تشییع این عزیز از دست رفته شنبه ٣١/٢/٩٠ ساعت٨:٣٠ ورشگاه سلیمی کیا لینک زیر گزارش صعود با این عزیز به ملکوت رفته می باشد [ ۱۳٩٠/٢/۳٠ ] [ ٤:٥۳ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
[ ۱۳٩٠/٢/۱٢ ] [ ٥:٢٢ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست . . . متن عشقولانه و فانتزی اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند متن اداری یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم متن ادبی سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما… کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟… زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار وسال نومبارک… متن زیبا ودوستانه یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایت رنگارنگ سال 1390 مبارک . . . متن زیبا و دوستانه درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .
جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم . . .
نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . . . متن فانتزی و دوستانه نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . . متن عاشقانه در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . . . متن فانتزی و دوستانه نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد . . . متن عشقولانه و فانتزی نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم . . . متن ادبی و محترمانه نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند . . . متن دوستانه و محترمانه زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . . متن عشقولانه و فانتزی با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . . متن فانتزی باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی . . . متن ادبی چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟ نوروز مبارک متن ادبی و شعر باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .
و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند . . .
و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . .
و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .
رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را
ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی / چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی / همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی
فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد
متن اداری بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک متن دوستانه و اداری با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد متن اداری ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک متن اداری مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک متن اداری بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی متن برای دوستان وبلاگی ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید! متن دوستانه سال نو و بهاری نو را، فرصتی نو برای تازه شدن و بازنگریستن بر چگونه زیستن میبینم برای وجود نازنینت در این فرصت نو شوری نو برای ساختن و بهتر زیستن آرزو میکنم. امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بین باقی بمانی متن برای پدر و مادر عید نوروز را به گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است تبریک می گویم متن اداری و مودبانه با سلام-در آستانه فرا رسیدن “عید نوروز باستانی” و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی ، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم. متن دوستانه شاید خداوند صحرا را آفرید تا با دیدن نخل لبخند بزنیم .پیشاپیش سال نو مبارک.با یک دنیا آرزوی بهترین. متن اداری و دوستانه عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک [ ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ ] [ ٢:٠٠ ب.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
[ ۱۳۸٩/۱٠/۱٤ ] [ ٥:٠۱ ق.ظ ] [ Ahmad Sarcheshmehpour ]
|
![]() ![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||