صعود مشترک استانی به قله نشانه بهراسمان یادواره زنده یاد عیسی میز شکاری

عصر پنجشنبه 23/4/90 گرو ههای زیادی از اطراف جهت این مراسم در ورزشگاه ساردوئیه جمع شدند تا برگی از دوران شکوفائی این همنورد ازدست رفته را رقم زنند. مجلس با حضور پیشکسوتان کوهنوردی استان استاد گرامی جناب آقای نعمت الهی ( اولین موسس هیئت کوهنوردی کرمان درسال 1327) و استاد گرامی جناب آقای کبیری که هنوز در سن هشتاد سالگی با روحیه ای شاد و سرزنده در جمع کوهنوردان تلالو می کرد شروع و برنامه با اعلام بیوگرافی مرحوم میرشکاری و داستان غم انگیز صعودش شروع و نهایتا پس از تشکر از پشکسوتان کوهنوردی کرمان پایان یافت .

برنامه صعود با بیش از 250 نفر در ساعت 5:30 از مسیر ده بالا که حدود 8 کیلومتر مسیر خاکی داشت و در سمت شرق قله قرار دارد شروع و پس از صرف صبحانه حدود ساعت 10:00 با حضور آقای کبیری بعنوان مسن ترین و چند نفر بچه های 12 ساله قله 3900 متری نشانه  را فتح نمودیم و با جمع شدن همنوردان حدود ساعت 13:00 به پائین رسیدیم و برادران مشایخی و دوست عزیزمان  آقای  کریمی و دیگر دست اندرکاران این مراسم با آشی داغ که رایحه کرفس کوهیش به طعم آن افزوده بود  از کوهنوردان پذیرای کردند و صعودی دیگر به پپایان یافت.

جا دارد از کلیه عزیزانی که نسبت به برگزاری  چنین مراسم های اقدام می ورزند بخصوص جناب آقای رسول زندی تشکر نموده و موفقیت وشادکامیشان را از درگاه ایزد منان طلب نمائیم.

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
تگ ها :

یادواره مرحوم عیسی میرشکاری

ظاهرا" قراره در عصر پنجشنبه مورخ 23/4/90 یادواره ای برای مرحوم عیسی میرشکاری در ساردوئیه برگزار گردد و روز 24/4/90 کوهنوردان به یاد آن عزیز از دست رفته قله نشانه بهراسمان را  صعود نمایند.

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٠
تگ ها :

عیسی میر شکاری دوستی همنورد که جامعه کوهنوردی کرمان را تنها گذاشت، روحش شاد

همین دیروز بود با چهره ای بشاش و ظاهری آرام و معصوم در مسیر قله علم شاه دست ما را با گرمی درونش فشرد و در طول راه با گامهایش لحظه لحظه دوستی، صفا و صمیمت کاشت و ما را  نیز از این الطاف بی نصیب نگذاشت. مراسم تشییع  این عزیز از دست رفته شنبه ٣١/٢/٩٠ ساعت٨:٣٠ ورشگاه سلیمی کیا

لینک زیر گزارش صعود با این عزیز به ملکوت رفته می باشد

http://sarcheshmehpour.persianblog.ir/1384/12/

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳٠
تگ ها :

اساتید بزرگوار، معلمان عزیز روزتان مبارک

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢
تگ ها :

پیشا پیش سال نو مبارک

پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست . . .

متن عشقولانه و فانتزی

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز

هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند

 متن اداری

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

متن ادبی

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

متن زیبا ودوستانه

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

 

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید

اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .

 

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن

روزهایت رنگارنگ

سال 1390 مبارک . . .

متن زیبا و دوستانه

درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی

اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .

 

جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم . . .

 

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های

بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . . .

متن فانتزی و دوستانه

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . .

متن عاشقانه

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم  . . .

متن فانتزی و دوستانه

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد . . .

متن عشقولانه و فانتزی

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم . . .

متن ادبی و محترمانه

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند . . .

متن دوستانه و محترمانه

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .

متن عشقولانه و فانتزی

با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

متن فانتزی

باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند

از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی . . .

متن ادبی

چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند

که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟

نوروز مبارک

متن ادبی و شعر

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند

تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند

و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود

طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .

 

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها

و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند

و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند  . . .

 

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد

تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند

و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . .

 

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد

و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را

به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء

نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .

 

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را

 

ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی / چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی

خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی / همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی

 

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید

جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

 

متن اداری

بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک

متن دوستانه و اداری

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

متن اداری

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون

کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک

متن اداری

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک

متن اداری

بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی

متن برای دوستان وبلاگی

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک

متن دوستانه

سال نو و بهاری نو را، فرصتی نو برای تازه شدن و بازنگریستن بر چگونه زیستن میبینم

برای وجود نازنینت در این فرصت نو شوری نو برای ساختن و بهتر زیستن آرزو میکنم.

امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بین باقی بمانی

متن برای پدر و مادر

عید نوروز را به

گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم

که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است

تبریک می گویم

متن اداری و مودبانه

با سلام-در آستانه فرا رسیدن “عید نوروز باستانی” و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک

و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی

، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم.

متن دوستانه

شاید خداوند صحرا را آفرید تا با دیدن نخل لبخند بزنیم .پیشاپیش

سال نو مبارک.با یک دنیا آرزوی بهترین.

متن اداری و دوستانه

عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران

مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤
تگ ها :

تصاویری از سفر مالزی

 

گذری بر تربت شیخ شیراز

فرودگاه کوالا لامپور

کوالالامپور

single tower

towin tower

 منطقه ماینزmains با رودخانه ای زیبا و هتلی ساحلی که با طراحی زیبا و استفاده از اختلاف ارتفاع از آب رودخانه جهت استخر شنای جلوی هتل استفتده شده بود

potrajaya پایتخت سیاسی مالزی بدون هیچگونه آلودگی و البته با سکوت و آرامشی غیر قابل توصیف با نمادی از شهر اصفهان بر روی رودخانه کاش زاینده رود هم چنین پر آب بود

مسجد معروف پوتراجایا

پل آرزوها با نمادی از امریکا در پوتراجایا

خیابان اصلی پوترا جایا و وزارتجانه ها در دو طرف آن

buta cave

معبد هندوها Indian Tample

مراسم مذهبی هندوها

 

معبد چینی ها  Chinese Temple

شهر بازی Genting Highland

شهر بازی Genting Highland

شهر بازی Genting Highland

Japanese Garden

 

French Vilage

 The Nomad SuCasa  رستوران هتل سوکاسا

 

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٥:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٤
تگ ها :

سفری به منطقه استوایی

پس از کلی تحقیق ازدوستانی که به مالزی سفر کرده بودند به این نتیجه رسیدم که با گلف ایر برنامه سفر را بریزیم ویک مزیت هم برای ما داشت چون یکی از دوستان همسفر قرار بود از برازجان بیاید و شیراز هم  نسبتا" به هر دوی ما نزدیک بود.

بلیط ها را که رزرو کردیم تحقیقات اینترنتی را برای برنامه سفر شروع کردم و لیست هتلها و مناطق گردشگری و و وضعیت اقلیمی رو با برنامه زمانی سفر تطبیق دادم و دوروز قبل از موعد حرکت بار سفر رو به سمت شیراز را بستمیم ودوروزی را در خدمت دوست عزیزم آقا مجید وخانواده محترم همسرشان بودیم و و بازدیدی از حافظیه و مناطق گردشکری  شیراز داشتیم هرچند فرصت دیدن باغ عفیف آباد را از دست دادیم و درکل در حضور این عزیزان واقعا خوش گذشت.

طبق روال دوساعتی قبل از پرواز در معیت آقا مجید به فرودگاه شیراز رفتیم و پس از پرداخت مبلغ 500000 ریال عوارض خروجی به ازای هر نفر و گرفتن کارت پرواز به انتظار نشستیم . نهایتا با حدود سه ساعت تاخیر به بحرین رسیدیم و پرواز مالزی رو از دست دادیم و مسئولین مربوطه بلیطها رو با قطر ایر تغییر دادند لذا می بایست به قطر و بعد به مالزی برویم .

هرچند تاخیر ما به قیمت از دست دان روز اول مسافرت شد ولی تجربه پرواز با قطر ایر خالی از لطف نبود و توصیه می شود در صورتی قصد سفر با یکی از اینها را داشتید قطر ایر از همه نظر بهتر بود.

حدود ساعت 16:00 به وقت محلی  به مالزی رسیدیم و و در معیت یکی از بستگان جهت گرفتن هتل با یک دستگاه مینی ون که از دفترآژانسهای فرودگاه به قیمت حدود 200 رینگت (حدود70000 تومان) گرفتیم به سمت مرکزKL براه افتادیم و با توجه به موقعیت نسبتا خوب  هتل  The Nomad SuCasa  از نظرنزدیکی به مرکز شهر و داشتن آپارتمانهای دوخوابه که ما دنبالش بودیم به ازای هر شب 460 رینگت (حدود 160000 تومان) را جهت ماندن انتخاب کردیم .

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۸
تگ ها :

گزارش تور یک روزه دور جزیره هرمز

«جزیرهٔ هرمز جزیره ای بیضی شکل است که طول محیط آن حدود ۶۰۰۰ متر می‌باشد و در مدخل خلیج فارس در فاصلهٔ 18 کیلومتری بندرعباس قرار دارد. نام قدیمی این جزیره زرون بوده است. املای صحیح نام کنونی جزیره هرموز یا هرمزد برگرفته از کلمات خورموز یا خورموغ به معنی لنگرگاه و بندر ایالت موغستان (میناب) بوده است.این جزیره را به علت موقعیت جغرافیایی آن و مجاورت با تنگه هرمز ، کلید خلیج فارس می‌دانند. همین موقعیت است که آن را در طول تاریخ، از نظر سوق الجیشی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار ساخته‌است».

برنامه سفر را طوری ریختم که ساعت 7:00 اسکله باشیم با اولین قایق در ساعت 7:05 به سمت جزیره هرمز براه افتادیم فصل زمستان و بهمن ماه آنهم صبح زود باعث می شد نسیم سردی که از روی دریا صورت رو نوازش می کرد کمی بر گرمای  تن غلبه کرده و آدمی را وادار به پوشیدن سوئیت شرت می نمود.

ساعت 7:35 در اسکله هرمز قایق رو ترک کردیم و به سمت قلعه پرتغالیها براه افتادیم٬ بعلت بازسازی امکان بازدید قلعه رو از دست دادیم «این قلعه که در ضلع شمالی جزیره هرمز و در ساحل دریا قرار دارد مهم ترین قلعه باقی مانده از روزگار تسلط پرتغالی ها بر سواحل وجزایر خلیج فارس است.این قلعه به فرمان آلفونسوآلبرکرک دریانورد پرتغالی در سال 1507 میلادی در محلی موسوم به مورنا احداث شد.قلعه به شکل چند ضلعی نا منظم است. ساختمان آن بسیارمحکم است و دیوارهایی به قطر5/3 مترباچند برج به ارتفاع12متر دارد. تاسیسات قلعه شامل انبارهای تسلیحات آب انبارواتاق هایی با سقف هلالی است. در زمان شاه عباس که به استعمار پرتغالی ها در ایران خاتمه داده شد این قلعه به دست امام قلی خان از سرداران شاه عباس فتح گردید»

با گذر از کنار دریا یک ساعتی را پیاده روی کردیم و وپس از صرف صبحانه به راه خود ادامه دادیم .

هوا داشت کم کم گرم می شد و بچه ها نسبت به آفتاب معترض بودند ومن مجبور شدم مسابقه دو برای آنها ترتیب بدهم و این شگرد هم جواب داد بطوریکه حدود نیم ساعت قبل از ما به محیط زیست رسیدند و بعد از انها ما هم ساعت 10:30 به آنها پیوستیم. پس از کمی استراحت به ساحل شنی زیبا و تمیز کنار محیط زیست رفتیم و از این محیط بکر لذت بردیم . در جوار محیط زیست پارک تفریحی کوچکی با سرویس بهداشتی و منبع آب شرب وسکوهای سیمانی جهت استراحت گردشگران ایجاد شده بود که حتی امکان شب مانی را دراین محل فراهم می نمود.

 

ناهار رو که خوردیم ساعت 12:15  از طریق جاده اسفالته با  شیبی نسبتا" تند بالا رفتیم و مسیررا  ادامه دادیم ٬ مسیری ازمیان تپه هائی سرسبز با درختانی کم تعداد و کوههائی که دو طرف جاده را بارنگهای سفید٬ قرمز٬ زرد و.... احاطه کرده بود وکمی آن طرفتر آبهای نیلگون خلیج فارس که زیبائی منطقه را دوچندان کرده بود.

مسیر را گروهی پیاده و گروهی با دوچرخه و تعداد کمی هم با ماشین طی می کردندو هرکس به طبیعت خویش کسب فیض می نمود . به ساحل دریا که نزدیک شدیم یک ساعت پایانی مسیر را در میان صدفها وخرچنگها ادامه دادیم وحدود ساعت 16:30 به اسکله رسیدیم و به سمت بندر عباس با قایقی دیگر دل به دریا سپردیم وجالبترین نکته این سفر آن بود که دونفر از اعضای گروه ما فقط 8 سال داشتند.

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩
تگ ها :

شاید وقتی دیکر

به قول یکی از دوستان نوشتن اونم از نوع وبلاگیش فراغ بال می خواهد و دل ودماغ٬ واقعا" از سال گذشته حوصله آپدیت کردن بلاگ رو نداشتم حتی بعد از تور یکروزه دور جزیره هرمز رو که خانوادگی از ساعت 7:00 تا حدود ساعت 16:00 در بهمن ماه 88 برگزار کردیم چند بار قصد نوشتن مطالب رو داشتم ولی متاسفانه فرصت نشد تا امسال که با زندگی تازه البته به خاطر بازنشستگی آنهم پیش از موعد  و سفری که به مالزی داشتم  تصمیم گرفتم اگه خدا کمک کنه برنامه سفر و عکسهای مربوطه را برای شروعی دوباره ارائه نمایم.

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
تگ ها :

ادامه گزارش صعود به قله سبلان(4811 متر)

چهارشنبه  7/5/88 الی سه شنبه 13/5/88

همنوردان:هیئت کوهنوردی مس سرچشمه

ظاهرا" پس از سالها پیگیری دوست عزیزم آقای مهندس مولائی برنامه سبلان که برای وی رویای بیش نبود  از حرف به عمل نزدیک می شد و تا لحظه حرکت اطمینانی به اجرایش نداشتم..... بگذریم.

پس از کلی برنامه ریزی و مشکلات اداری و خانوادگی بالاخره تصمیم گرفتم قید همه را زده و برای دومین مرحله  بار سفر به دامنه های سرسبز و زیبای سبلان را بسته ودر جوار دوستان به سفری دور دراز با یک دستگاه مینی بوس هیوندا راهی شویم.

روز چهارشنبه با توجه به مشکلات فراوانی که داشتم تا ساعت 14:00 درگیر بودم و متاسفانه سرویس شیفت سرچشمه را از دست دادم و مجبور شدم با تاکسی های کرمان – رفسنجان خودرا به دوراهی سرچشمه رسانده و حدود نیم ساعتی قبل از موعد مقرر در انجا حضور داشته باشم٬ هرچند دوستان با تاخیر یک و نیم ساعتی خود تعجیل ما را جبران کردند!

با آمدن دوستان حدود ساعت 18:30از رفسنجان خارج شدیم و حدود ساعت 22:00 به یزد رسیدیم وحدود ساعت 22:20 در آستانه مقدس امامزاده سید جعفر جهت صرف شام  گوشه ای خالی در میان مسافران انتخاب نمودیم و پس از صرف چای و شام و خواندن نماز حدود ساعت 23:50 شهر تاریخی یزد را ترک کردیم.

هرکدوم از دوستان گوشه ای را برای خواب انتخاب کردند و رانندها هم به مسیر ادامه دادند٬ جای بنده که خیلی بد نبود اما دوستان خدا می دونه٬ بهر حال بعد از چندباری توقف در پلیس راهها و بیدار شدنهای متناوب حدود ساعت 6:00 در شهر قم برای ادای نماز صبح پیاده شدیم و پس از حدود نیم ساعتی توقف به مسیر ادامه دادیم تا در30 کیلومتری قزوین  درمحدوده رستوران لاله صحرا جهت صرف صبحانه برای حدود 45 دقیقه­ای متوقف شدیم واز سوپر جنب رستوران خامه و مربا خریدیم و در منطقه فضای سبز پشت رستوران زیراندازی پهن کرده و صبحانه رو خوردیم.

پس از صرف صبحانه و چای مسیر اتوبان را ادمه دادیم و با گذر از کمربندی قزوین حدود ساعت 13:15به شهر زنجان رسیدیم و باتوجه به اینکه قصد توقف وسیاحت نداشتیم دوستان را به رستوران گلریز که سالها پیش محیط و کیفیتش رو امتحان کرده بودیم بردیم  وپس از صرف ناهار حدود ساعت 14:45 به سمت میانه  براه افتادیم و دوستانی که قصد خرید سوقات زنجان خصوصا" چاقوی زنجانی داشتند با توقف کوتاهی که در کمربندی زنجان – میانه داشتیم خریداشون رو انجام دادند و بنده و یکی از دوستان هم به خرید یخ و پرکردن کلمن آب پرداختیم و پس از آن از طریق جاده قدیم میانه به مسیر ادامه دادیم.

با توجه به نزدیک بودن مسیر میانه-خلخال- اردبیل (135Km) مقرر شد قبل از میانه ازراه خلخال به سمت اردبیل مسیررا ادامه دهیم٬ لذا حدود ساعت 16:40 ازدوراهی مربوطه مسیر سمت راست را ادامه دادیم و پس از طی حدود 13Km آسفالت نسبتا" خوب به جاده ای زیبا و پر پیچ و خم با فراز نشیب بسیار که آسفالت سرد و چاله چولهاش کمی اخم بر جبین راننده می نشوند ما را مجذوب محیط اطرافش می نمود٬ هرچند سرسبزی محیط به خشکی گرائیده بود ولی تازه بودن مسیراز زیبائیش نمی کاست. البته آسفالت سرد حدود 12Km  بیشتر نبود و در محدوده کیلومتر 30 تا 35 هم که اداره راه درحال زیرسازی و تعریض جاده را انجام می داد  بصورت خاکی بود.

حدود 5/1 ساعتی که رفیم در جوار رودخانه­ای قبل ازمنطقه قوزلو هندوانه و خربزه­ای که در مسیر خریده بودیم خوردیم و به مسیر ادامه دادیم تا پس از طی حدود 65Km پس از گذر از دوراهی فیروزآباد به دوراهی گیوی میرسیم که مسیر مستقیم را ادامه دادیم وحدود ساعت 20:20 که هنوز هوا روشن بود به شهر زیبای اردبیل(شهر نام آوران عرصه ورزش ایران) رسیدیم.

شب را پس از خرید لوازم و مواد غذائی جهت صعود در پارک ملت گذراندیم و صبح روز بعد حدود ساعت9:00 پس از صرف صبحانه و خرید گوشت چرخ کرده  ونان  به سمت مشکین شهر براه افتادیم و پس ازطی حدود65Km ساعت 11:00به دوراهی فخرآباد رسیدیم و با تغییر مسیر به سمت چپ و با گذر ازفخرآباد و لاهرود از مسیر آسفالته 24 کیلومتری حدودساعت 12:00 به دوراهی قوتورسویه و سپس شاه­بیل(2700 متر) رسیدیم و پس از حدود 42 ساعت کوله را روی چمنزار سرسبزی که سالها پیش بعلت خاکی بودن مسیر تازه و شاداب بود و لی امروزه به میمنت آسفالته شدن مسیر و حضور خیل عظیم مسافران کم لطف وضعیتی نامطلوب را به تصویر می کشید گذاشتیم.

دوستانی که مسئول تهیه ناهار بودند لوازم را فراهم کردند و ماهم لندروری را جهت ارسال کوله ها تا جانپناه  انتخاب کرده و مقرر شد حدود ساعت 14:00 به سمت قله حرکت کنیم.

ناهار رو صرف کردیم کوله ها رابستیم وچون قرار بود دونفر از همنوردان هم در شاه بیل به ما بپیوندند تاحدود ساعت 14:30 منتظرشان ماندیم و نهایتا" دوست عزیزم آقای مولائی زحمت همراهی لندرور را تا جانپناه بعهده گرفت و مقررشد به محض رسیدن دوستان به جانپناه بیایند و ماهم از مسیر سمت راست تله کابین با گذر از  دامنه های سرسبز وزیبای سبلان به مسیر ادامه دادیم. هرچند راه اندازی تله کابین زیبائی ربی نظیر دامنه های سبلان را از بین خواهد برد ولی چه کنیم که سردمداران صنعت توریسم هر روز سازو کاری انتفاعی ایجاد می کنند  بدون آنکه به این نکته توجه کنند که طبیعت بکر چنان لذتی را به بیننده القا می کند که روح و روان را سیراب ساخته و لذتی ماندگار را بجای می گذارد ولی ایجاد  امکانات صنعتی در این محیطها جز لذتی کوتاه مدت و گذارا و تخریب مداوم محیط بهره ای دیگر به ارمغان نخواهد داشت.

حدود دو ساعتی در این شیبهای سرسبز به کوهپیمائی ادامه دادیم و حدود ساعت 16:30 در محدوده گوسفندسرای سمت چپ انتهای تله کابین (ارتفاع 3300متر) استراحتی کردیم و مجددا" به مسیر ادامه دادیم و حدود ساعت 17:30 به جانپناه (ارتفاع 3700 متر) رسیدیم .

اصولا" جانپناه ها  محیطهای جالبی هستند وقتی به این مکان ها پای می گذاریم حالت روحانی خاصی را به نظاره می نشینیم٬ گروهی از قله برگشته اند و عرق جبین را می زدایند٬ عده ای برای مسیر فردا طرح می ریزند و عده ای هم برا تفرج پای به این محل می گذارند و همه به نحوی حسی مشترک دارند که به آن احترام  گذشته و از این احترام لذت می برند.

با آماده شدن شام کم کم ابرهای سفید نمای زیبای قوتورسویه و شاه بیل را می پوشوند  و این منظره زیبا  مارا به صرف شام در محوطه پشت جانپناه که مشرف به این جلوه های زیبا بود واداشت. حدودساعت 20:30 هنوز هوا کاملا" روشن بود و ضمن صرف شام واز استفاده از محیط  برنامه فردا رو مرور کردیم و مقرر شد صبح فردا ساعت6:00 به سمت قله حرکت کنیم.

حدود ساعت 5:45 بیدار باشو اعلام کردیم و پس ازخواندن نماز و آماده شدن دوستان ساعت 6:30 به سمت قله براه افتادیم٬ هرچند ما سومین گروهی بودیم که جانپناه رو به سمت قله ترک می کردیم و در شیب تند ابتدائی مسیربا گذر از کنار یکی از گروهها که اکثرا آذری زبان بودند ضمن احوال پرسی و ابراز جمله یاشارسن آذربایجان  به مسیر ادامه دادیم  و با استراحتهای کوتاهی که در حین صعود جهت جمع شدن دوستان داشتیم حدود ساعت 9:00 در کنار یخچال  زیر سنگ زرتشت  با توجه به خستگی دوستان به صرف صبحانه مختصری  پرداختیم و وبا جمع شدن گروه و ادامه مسیر حدود ساعت 10:15 پای بر ساحل دریاچه سبلان گذاشتیم٬ دریاچه ای زیبا که اطرافش را یخچالهای برفی و صخره های زیبا پوشانده بود و هر بیننده ای رو متحیر می کرد.

سالها پیش وقتی فصل بهار و اواسط خردادماه قله رو صعود کردیم دریاچه کاملا" یخ زده بود و فقط به درد اسکیت و هاکی می خورد ولی این دفعه آب زلال دریاچه آدم رو یاد شعر لطیف سهراب می نداخت که

آب را گل نکنیم :

شاید این آب روان ، می رود پای سپیداری ، تا فروشوید

                                                                 اندوه دلی .

دست درویشی شاید ، نان خشکیده فروبرده در آب .

زن زیبایی آمد لب رود ،

آب را گل نکنیم :

روی زیبا دوبرابر شده است .

 حدود نیم ساعتی به عکسبرداری واستفاده از فضای بکر و زیبای قله پرداختیم و هرچند دل کندن از این محیطها سخت است ولی حدود ساعت  10:45 به سمت جانپناه براه افتادیم و در ابتدای مسیر برگشت به  گروه سهند سولدوز نقده رسیدیم که با حضور سید محمود پاینده (65 ساله) با 25 سال سابقه کوهنوردی و پیوستن به جمع ما افتخاری دیگر را در این ارتفاعات جلوی دوربینها به ثبت رساندیم و مجددا" به مسیر ادامه دادیم و حدود ساعت 13:00 به جانپناه رسیدیم .

پس از کمی استراحت و خوردن چای و جمع شدن گروه حدود ساعت 14:00 با دو دستگاه لندرور و پس از طی مسافت حدود 10 کیلومتری مسیر خاکی در ساعت 14:30 به شاه بیل رسیدیم و با آمدن مینی بوس به اردبیل و بعد به سرعین رفتیم.

همیشه آب گرم سرعین بعد ازطی مسافتی طولانی و صعودی چند روزه بسیار بجا و آرام بخش است و ماهم اولین اولویت را به آبگرم سرعین دادیم و به محض رسیدن ویک ساعتی معطلی در صف آبگرم اصلی شهر٬ تنی به آب سپردیم و یکساعتی رو در فضای این مکان گذراندیم٬ هرچند شلوغی زیاد  تمیزی محیط  و شفافیت آب رو از بین برده بود ولی چه کنیم ما ایرانی ها مردمانی سر به زیریم و نه تنها اعتراضی به  کاهش کیفیت این محیطهای عمومی  نمی کنیم حتی با استفاده بیش از حد از این اماکن کمک به تنزل کیفیت هم می کنیم . 

   

خستگی تن رو در آبگرم گذاشتیم و جهت صرف شام در خیابانهای سرعین به گشت و گذر پرداختیم و طبق قرار ساعت 23:00 کنار مینی بوس جمع شدیم هرچند رانندگان محترم با یک ساعتی تاخیر به ما پیوستند و رسم دیرینه خویش را بجا آوردند.

شب رو درسرعین ماندیم و فردا صبح زود به سمت اردبیل و بعد  آستارا براه افتادیم و روز یکشنبه رو در بازارآستارا و ساحل زیبای آن  گذروندیم و روز دوشنبه به سمت کرمان براه افتادیم .            

 

  
نویسنده : Ahmad Sarcheshmehpour ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٧
تگ ها :

← صفحه بعد