به نام خدا

 

گزارش كوهپيمائي زنجان(آببر) -  فومن (رودخان)

آرزوي هر كوهنوردي است در فرصتهاي بدست آمده بر فراز  البرزغربي ، با طبيعتي بكر، در جنگلهاي سبز مخملي گيلان قدم فرسائي كند و دراين لحظات ، دور از زندگي صنعتي وشهرنشيني روياهاي خويش را نظاره گر باشد.

روز سه شنبه مورخ 25/5/84  پس از صرف ناهار در شهر زيباي زنجان با ميني بوس هيونداي كه ازكرمان ما را با كوله هاي وزينمان تحمل كرده بود  به سمت منجيل حركت وبعداز گذر از گيلوان  به روستاي آب بر رسيديم ،عصر روز سه شنبه حدود ساعت 18:00 آب بر را به سمت گردنه جمال آباد   ( ارتفاع حدود2300 متراز سطح دريا) با دو دستگاه وانت نيسان ترك كرديم . اي كاش آنقدر زمان داشتيم كه اين مسير 23 كيلومتري را هم از دره هاي زيباي مشرف به اين گردنه  پياده روي مي كرديم ، هر چند بيش از  يك روز پياده روي به آن اضافه  مي شد ولي لذت مسير را با گرد وخاك زياد وانتهاي نيسان   از دست نمي داديم .

 پس از گذشت حدود يك ساعت ونيم در مسير جاده اي خاكي  با پيچهاي خطرناك و سربالا ئي هاي ممتد به انتهاي جاده رسيديم وپس از بستن كوله پشتي ها وتقسيم لوازم مشترك با راهنمائي ها وجلوداري استاد نجاريان به سمت اولين كمپينگ شبانه در محدوده   ديزآب – داسر  (البرز غربي) رهسپار شديم  و پس از حدود يك ساعت كوهپيمائي به سمت شمال باشيب نسبتا" ملايمي در ارتفاع ( 2۵00متر از سطح دريا )  به اولين استراحتگاه شبانه رسيديم ، استراحتگاه در جوار گوسفند سرايي بود با چمنزارهاي نيمه خشكيده  كه چشمه هاي آب از اطراف آن سرازير بود هر چند اپيدمي  بيماري وبا كه اين روزها پايتخت وساير نقاط كشور را تحت تاثير خود قرارداده لذت نوشيدن آب چشمه هاي مسير را كم مي كرد ولي افراد گروه حتي با داشتن بطريهاي آب معدني ، نوشيدن آب چشمه ها را از دست نمي دادند.

كم كم با تاريك شدن هوا ، پس از برافراشتن چادرها ، افراد زحمتكش گروه چاي وشام را آماده كردند وپس از كمي مباحثه و نقل وقولهاي مرسوم و رمل واسطرلاب از بيانات و خاطرات كوهنوردان بخصوص آقاي نجاريان استفاده نموديم .

بامداد روز بعد مسير را به سمت شرق ادامه داديم پس از حدود 100 متر ارتفاع گرفتن سوار بر خط الراس ديزاب -  داسر  شديم كه از اين منظر جنگلهاي سرسبز خطه گيلان نمايان شدند بطوريكه در سمت شمال مسير امامزاده ديدبانگاه وراه مالرو آن كاملا" پيدا بود .

 پس از استفاده از فضاي مشرف بر اين منطقه و جمع شدن گروه به سمت شرق با شيب نسبتا" تندي به سوي گردنه  دزدبن(2365 متر)  ادامه داديم وپس از حدود 2 ساعت كوهپيمائي در گردنه درين كول(2225 متر) كه روزگاري محل دفن مردمي بوده كه هنوز سنگ قبر دو نفر از آنها مشهود بود( روحشان شاد)، جهت خوردن صبحانه توقف نموديم( هر چند نقل داستان پنيرهاي صبحانه را به اعضاي گروه واگذار مي كنم) .

پس ازصرف صبحانه وعكسبرداري به ادامه مسير به سمت كوه فشم به راه افتاديم وپس ازطي فراز و نشيبهاي مسيربه چشمه هاي داليه سر(منطقه ای بالای روستای تخريب شده بالکور )كه درقلب چمنزارهاي وسيع باچشم اندازي زيبا كه عرصه تاخت وتاز گله هاي اسب وحشي ، آزاد و مسرور ، بطوريكه آزاديشان حسرتي نا خودآگاه بر هر بيننده اي روا مي داشت و سلطه گري انسانها را در اين محيطهاي پاك ، سالم و بي بديل كم رنگ مي نمود ، رسيديم.

در ادامه مسير ،كنار دو آلونك (منطقه تکاب)كه شبيه كافه هاي بين راه با دكه هاي منحصر به فرد  بودجهت صرف ناهار توقف نموديم .در يكي از كافه ها  مردي با فرزندش در حال صرف ناهار (كته با خورشت) بود حقيقتا" صحنه جالبي براي اينجانب بود و جالبتر آنكه صاحب كافه اعلام آمادگي جهت تهيه كته فوري به گروه را نيز نمود ،هر چند ما نيز از ماست چكيده وپنير آنها بي نصيب نمانديم  .

در ميان ساكنين اين آلونكها پير مردي بود و از جراحتي كه بر دست داشت رنج مي برد كه با طبابت ورهنمودهاي  پزشك گروه جنا ب آقاي دكتر بهارستاني به تيمار و آرزوي خود دست يافت .

پس از صرف ناهار مسير را به سمت دوراهي زرد خاني – مته خاني ادامه داديم وهمچنان با كم كردن ارتفاع در محدوده دوراهي مزبور  از سمت چپ كوه توكتو كولا (2082متر) مسير تراورس رابه سمت راست ادامه داديم بطوريكه پس از حدود يك ساعت ارتفاع گرفتن به جنگلهاي پوشيده از سرخس و لاله هاي حسرت منطقه زرده خاني رسيديم ، ديدن درختان زيبا و سرسبز سرخس و لاله هاي ارغواني كه حسرت ديدن بهار را با گلبرگهاي زيبايشان از دست داده بودند منظره اي اميدوار كننده به اينجانب كه پس از حدود شش ماه انتظار جهت صعودي رويايي، بعد از عمل جراحي زانوي پاي راستم كه بدون هيچگونه ناراحتي ادامه داده بودم القا مي نمود.

با رسيدن به منطقه مته خاني(1600متر) كم كم مه غليظي در اين ارتفاعات پيدا شد(هرچند خيلي دوام نداشت) كه با منسجم شدن گروه و مسير يابي با GPS توسط استاد نجاريان ادامه مسير را طي كرديم تا به كمپينگ دوم در محدوده منزلگاه  آقا ميرزا ، پيرمرد خوشرو  و با مرام فومني   جهت استراحت شبانه رسيديم . از اين منطقه شهر فومن وروستاهاي قلعه دهانه و رودخان در دامنه هاي دور دست پيدا بودند.

پس از صرف شام و معارفه كامل افراد گروه ، از مشاعره ،سرودخواني و مزاح دوستان استفاده نموديم كه لذتش را هر خواننده كوهنوردي بدون توصيف اينجانب حس خواهد نمود .

صبح روز بعد پس از صرف صبحانه و چاي ، مسير را با شيب بسيار تند ، زير انبوه درختان جنگلي ادامه داديم وهرچه ارتفاع كم مي كرديم اثر رطوبت وگرمي هوا برما چيره تر مي شد ، پس از حدود 4 ساعت كوهپيمايي طاقت فرسا در اين شيبهاي تند به قلعه رودخان(769متر) رسيديم وپس از چند روز كوهپيمائي ، رويت فروشگاه كوچك  قلعه رودخان بهترين كافي شاپ را با نوشيدنيهاي متنوع به ارمغان مي آورد. بعدازكمي استراحت ، بازديد از قلعه و صرف ناهار با گذر از مسير سنگفرش وپلكاني به سمت روستاي قلعه دهانه سرازير شديم ، توضيح اينكه اين مسير در جوار رودخانه بود و زمان 30 دقيقه اي مسير را حدود 2 ساعت طي نموديم .

عصر روزپنجشنبه  حدود ساعت 17:00 درمحدوده روستاي حيدرآلات(195متر)به محلي كه ميني بوس جهت سوار نمودن گروه آمده بود رسيديم كه با جمع شدن گروه به سمت فومنات به راه افتاديم.                      

اسامي گروه :

1-محمد بهارستاني(سرپرست )  9- آقاي قاسمي      18- مريم ساكي

2- حسن نجاريان(راهنما)          10- كاوه  رفعتي       19-مينا ساكي

3-  محمد علي آشتياني           11- مازيار رفعتي    20 – امير عربلوئي

4- مهدي زندپور(عكاس)            12- حميد  شيباني 21- خديجه  رستمي

5- مهدي گروسي                    13-  مژده موسوي   22- فرهنگ يحيي زاده

6- علي نيك نفس                   14- مهدي جنيدی    ۲۳- آقای آزاديخواه

7- آقاي موسي نژاد                 15- خانم  محبوبی   ۲۴- احمد سرچشمه پور

8- آقاي موسوي                      17- اكبر ساكي

اميد است بتوانم در روزهای آتی عکسها ونقشه مسير را آرائه نمايم

با تشکر