به نام خدا

 

صعود به قلل البرز مركزی

(خلنو4375متر،پالونگردن4250متر،نرگسهاي(1،2،3)4150متر،يخچال4194متروآزادكوه4395متر)

خردادماه 79

همنوردان : هيئت كوهنوردي مس سرچشمه

 

مسير(تهران – شمشك – لالون) ساعت 8:00 صبح تهران را به سمت جاده آبعلي  ترك كرديم  پس از گذر از منطقه ييلاقي  شمشك  به دوراهي لالان – ديزين وبا ادامه مسير به سمت راست به ده لالان رسيديم . حدود ساعت 10:30 صبح پس از پائين آوردن وسايل از ميني بوس وجمع كردن كوله ها آماده سفري سه روزه به قلب البرز شديم ، مسير پياده روي را در جوار رودخانه زيبا و پر آب لالان ادامه داديم . گذر از ميان باغچه هاي زيباي محل و كشتزارهاي پر از گلهاي وحشي با جويبارهاي لب ريز از آبهاي كه شرشر آنها سكوت  اين دره روياي را   مي شكست ،زيبا ومستور كننده بود .  با توجه به اينكه صعود ما روز جمعه بود در طول مسير افراد زيادي بصورت خانوادگي يا گروهي جهت گذراندن آدينه جهت استفاده از اين طبيعت بكر بي نصيب نبودند .  پس از  حدود يك ساعت پياده روي ، گذر از كنار آبشاري زيبا و عكسبرداري از محيط  به چشمه تلخ (تلخ آب) رسيديم . با توجه به شلوغ بودن محدوده چشمه و گذر از گوسفند سراي مجاور آن جهت صرف ناهار ، استراحت ونماز  در كنار آبشار دوم  توقف نموديم .  يكساعتي بعد از آن مسير را كه سربالائي با شيب نسبتا" تندي داشت به سمت شمال  ادامه داديم تابه گردنه وزوا رسيديم با توجه به اينكه در آنجا با سنگهاي موجود كومه هاي درست كرده بودند و آب ناشي از ذوب برفها هم قابل برداشت بود جهت استراحت شبانه اطراق نموديم با ناپديد شدن خورشيد وبرودت هوا كم كم آب شروع به يخ زدن نمود بطوريكه در سرد ترين  درجه حرارتي  كه آن شب داشتيم  6- درجه سانتيگراد بود بهرحال آن شب سرد وبياد ماندني بدون چادر سطري ديگر بر دفتر خاطراتمان افزود. صبح زود حدود ساعت 4:30  از صولت برد بيدارشديم وپس ازآتش كردن و نوشيدن چاي داغ و تجديد قوا مسير را به سمت شمال غرب (يال برج) ادامه داديم تا در مسيري مناسب پس از تغيير جهت به سمت خلنو (شمال شرق )  ادامه داديم وحدود ساعت 9:00 پس از گذر از پشت تيغه هاي ژاندارك به قله رسيديم و با كمي كم كردن ارتفاع پس از صرف صبحانه به سمت قله پالون گردن حركت كرديم ، قله پالون گردن را حدود ساعت 12:00 فتح نموده ودر گردنه بين قله نرگس و پالون گردن جهت صرف ناهار بهمراه دوستاني كه از تهران جهت صعود اين مسير آمده بودند هم صحبت شديم . در اين مواقع گروههاي جديد هميشه اطلاعات جديدي دارند كه استفاده از آنها خالي از لطف نيست بخصوص كه مسير را در گذشته صعود كرده باشند . ناهار را هرچند كه با نانهاي كپك زده فروشگاه بزرگ شهروند!!! ميل نموديم و كلاهي كه زرق وبرق بسته بندي اين فروشگاه بر سرمان گذاشته بود را تا انتهاي سفر تحمل كرديم(خواهشمند است كوهنوردان عزيز  جهت سفرهاي چند روزه هرگز از مواد غذايي فاسد شدني در بسته هاي كه از درون آن خبر نداريد هرگز استفاده نكنيد حتي اگر تاريخ انقضا و...... داشته باشند ) . مسير را پس از گذر قله هاي نرگس 1،2،3 به سمت كوه يخچال ادامه داد يم و از كنار يال اصلي مشرف به قله يخچال مسير را بصورت تراورس به سمت آزاد كوه  با كم كردن ارتفاع و رسيدن به دامنه هاي سرسبز كوه يخچال  ادامه داديم وبا غروب خورشيد وجمع آوري هيزم  در اين دره هاي كم عمق و زيبا جهت استراحت شب دوم در كنار جويبارهاي پر آب ما ندگار شديم . هر چند سرماي شب قبل مجال خواب راحتي را براي بنده وساير همنوردان نداده بود ولي خواب شيرين اين شب ، لذت صعود را دو چندان كرد . صبح زود  روز يكشنبه پس از بيدارشدن با گرفتن ارتفاع به سمت يال مشترك آزاد كوه – يخچال  براه افتاديم وپس از سوار شدن بر يال به سمت گردنه آتشكده آزادكوه به راه افتاديم ،  حدود ساعت 11:00 به گردنه رسيديم و پس از كمي استراحت و تجديد قوا  و كم كردن لوازم (بعضي دوستان بدون كوله)  قله آزادكوه را 2 ساعته صعود كرديم وپس از شنا سايي منطقه ( يوش و بلده و ميناك و قلل مشرف به محل ) مجددا" به گردنه آتشكده برگشتيم وپس از صرف ناهار به سمت ميناك (روستاي كلاك بالا ) سرازير شديم واز طرفي ميني بوس قرار بود در بعذ از ظهر روز يكشنبه در محدوده مسجد كلاك بالا منتظر گروه باشد كه خوشبختانه با اجراي برنامه اي  ديگر ، افراد گروه از ساعت 17:00 الي 18:00 با تني خسته ولي شاد ومسرور و سربلند از صعودي ديگر البته با پاهاي  طاولي  وكمي زخمي (آنرا  هم مي اندازم به گردن كفشهاي ....)  رسيديم و وبا چاي و هندوانه  كه توسط راننده ميني بوس آماده كرده بود پذيراي شديم ودر پايان به سمت جاده چالوس (پل زنگوله) حركت نموديم، هر چند چلوكباب وماست محلي رستوران جاده چالوس  هم پس از چند روز كوهنوردي  لذت صعود را دو چندان نمود.