جمعه گذشته فرصتی پیش اومد تا به سمت دربند برم، صبح زود حدود ساعت 6:45 از خونه بیرون شدم و با اتوبوسهای بی ار تی به سمت تجریش براه افتادم. حدود ساعت 7:20 به میدان تجریش رسیدم. مسیر تجریش تا میدان دربند رو حدود 20 دقیقه ای طی کردم  و با گذر از کوچه پس کوچه های دربند در جوار مردمانی که با گروههای کوچک و بزرگ شادابی را در این صبح دل انگیز ارزانی می داشتند به دوراهی اسون_ شیرپلا رسیدم. مسیر را به سمت دره اسون ادامه دادم ، حدود ساعت 9:10 در کنار چشمه آب(قبل از مسیر ایستگاه 5 تله کابین و شیرپلا) صبحانه را صرف کردم و حدود ساعت 9:30 به مسیر به سمت توچال ادامه دادم. در ادامه مسیر قبل از گردنه شیرپلا مسیر را با شیب نسبات تند به موازات یال اصلی قله ادامه دادم و قبل از جانپناه امیری به مسیر اصلی رسیدم. در ابتدای مسیر با کوهنوردی آشنا شدم که از سر عادت کوله را به پشت و به امید قله براه افتاده بود تا اولین برف پائیزی را در بالای قله با تمام وجود احساس کنه، همصحبتی با این دوست تازه فرصتی داد تا مسیر قله را آهسته وپیوسته ادامه دهیم. واقعا آشنائی با فردی چون آقای رادسر نعمتی بود که در این مسیر نصیب بنده شد، امید است در پنا ه خداوند پله های ترقی را در جوار خانواده اش تا رسیدن به اوج موفقیت به پایان رساند.

حدود ساعت 11:35 به جانپناه امیری رسیدیم؛ حدود 10 دقیقه ای استراحت کردیم، تنقلاتی خوردیم و حدود ساعت13:15 به قله رسیدیم. هوا نسبتا آرم و آفتابی بود و باد سرد ملایمی که جریان داشت لذت آفتاب را بیشتر می کرد؛ چای داغ، تنقلات و کمی استراحت، نیروی دوباره ای بخشید تا به سمت شیرپلا براه بیفتیم. ناهار را با همسفر خوبم آقای رادسر در شیر پلا صرف کردیم و حدود ساعت 17:30 به دربند رسیدیم.