خاطره‌اي از آخرين دقايق صعود به اورست

حسن نجاريان يكي از كوهنورداني است كه سال 1377  موفق شد به اورست، بام دنيا، صعود كند و خاطرات اين صعود را بنويسد

تهران_خبرگزاري ميراث‌فرهنگي
گردشگري ورزشي، حسن نجاريان: نوشتار زير خاطرات كوتاهي از صعود به اورست است كه هشت سال پيش انجام شد.

با وجود خستگي 60 روز تلاش مستمر و يك شكست در روز قبل تا قله جنوبي اورست 8750 متر، عشق به تلاش، ما را به كمپ چهار كشاند براي آخرين تلاش در راه رسيدن به هدف. 

شب از نيمه گذشته، با پايين دست ارتباطي نداريم، همه چيز يخ زده جز نور اميدي در دل ما، در انديشه صعودي دوباره.  مي‌دانيم امروز بايد كار يكسره شود ...

 صعود روز قبل ما را آماده‌تر كرده، اگر چه انرژيمان تحليل رفته، ولي بايد رفت؛ شيب تند مسير كمپ چهارتا بالكوني 8500 متر بدون طناب ثابت طي مي‌شود.

زانو مي‌زنيم در مقابل اين عظمت بي‌همتا، خورشيد عالم تاب كه حال دارد از قعر دره‌هاي چين سر بر مي‌تابد، باشد كه بتواند يخهاي الهه نااميدي هيماليا را آب كند، آه كه اين خورشيد امروز حال هوايي ديگر دارد، چونان گويي قرمز، محكم و استوار به كار شكست نااميدي دست يازيده و ما يك دل و يك گام: صدايي بريده، بريده، بيسيم ما را شاد و احساسي مي‌كند، اقبال، اقبال ساعت چند است و او كه هاج و واج اين پيام است، به مدد مي‌آيد، ساعت پنج و چهل‌و‌پنج دقيقه صبح 1377 يك روز سرد و يخ زده، انگار همه تلاشگران اين صعود جمع‌ هستند، همين نزديكيها، پشت كوه، اين كوه بلند.

پشت دريا شهري است، قايقي بايد ساخت.

عشق ديدار شهر پشت درياها، قله مرز تلاش ماها، رخوت از زانوانم مي‌زدايد.
 
كفشهايم كو ...

سرپرست ساعتهاست منتظر شنيدن پيام است، با شنيدن: بالكوني 8500، گرم مي‌شود، انگار خون جريان تازه مي‌يابد، كوتاه و منقطع: حاج اقبال به بچه‌ها تبريك بگو تا اينجا. و او كه حال ديگر بغضش تركيده. در جواب: نمي‌تونم حرف بزنم و گريه او و ديگر بچه‌هاي تيم.

ساعت هشت و چهل‌و‌پنج دقيقه:

اورست بام گيتي

ديگر من هم نمي‌توانم بنويسم ....
 
عضو كوچكي از اين تلاش 90 روزه
حسن نجاريان