به نام خدا

سه شنبه 27/4/85 لغايت جمعه 30/4/85

همنوردان:هيئت کوهنوردی مس سرچشمه (صعود مشترك خانمهاوآقايان)

طبق روال حدود ساعت 17:00 در معيت  عزيزان همنورد رفسنجان را با اتوبوس به سمت تهران ترك كرديم . هرچند شوق صعود مجدد به بام ايران ، آنهم پس از گذشت شش سال از اولين صعودمان كه مرور خاطراتش هم چندان جالب نيست ، گرماي سوزان كوير و خستگي مسير طولاني آن هم با اتوبوسهاي بدون كولر را كمرنگ مي نمود "در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم    سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور" ، ولي عشق به كوهپيمائي نا خودآگاه مارا به سوي هدف گسيل مي داشت.

صبح چهار شنبه به تهران رسيدم و مسير جاده آبعلي را به سمت ميعادگاه ادامه داديم ، با نزديك شدن به شهر پلور، كوه دماوند چون اسطوره اي ماندگار ، زيبا وباشكوه ، با دورنمائي غير قابل توصيف نمايان مي شود كه گوئي بينندگان را به تعظيمي نا خودآگاه فرا مي خواند وكوهنوردان را كه گوئي الهه عشق خويش را ديده اند در مقابل  وقار وهيبتش سر تعظيم فرود مي آورند.

  حدود ساعت 10:30 روزچهارشنبه به قرارگاه فدراسيون كوهنوردي در شهر رينه رسيديم ، با توجه به محدوديت زماني مقرر شد صبحانه ( ناهار) را در ايستگاه بعدي صرف نمائيم .

 پس از بستن كوله پشتی ها و چانه زني هاي هميشگي با رانندگان وانت ، ساعت11:30 رينه را به سمت گوسفند سرا (2950 مترارتفاع) ترك كرده  ويك ساعت بعد به گوسفند سرا رسيديم . اي كاش آنقدر وقت داشتيم تا اين مسير را هم پياده روي مي كرديم واز اينهمه خاك  كه اين وانتها به خورد آدم مي دهند بي نصيب مي مانديم.

حدو" تا شقايق هست زندگي بايد كرد" مي انداخت  و لذت صعود و تنفس در دامان طبيعت را دلچسپ و با طراوت جلوه مي داد .

د يك ساعت در يكي از منزلگاهاي گوسفند سرا جهت صرف ناهار، نما ز و آمادگي جهت صعود توقف داشتيم وساعت 13:05 به سمت جانپناه جنوبي به راه افتاديم ، هرجند باتوجه به فصل تابستان از سرسبزي دامنه هاي دماوند كمي كاسته شده بود ولي گذر از ميان بوته زارهاي زيبا ، پونه هاي وحشي و بوته هاي پرگل آويشن و  دشتهاي شقايق كه در بعضي جاها هنوز گلهاي زيبا ي آنها ما را به ياد كلام  سهراب

ساعت  16:30 به جانپناه جنوبي( ارتفاع 4150 متر) رسيديم ، پس از كمي استراحت و  كششهاي عضلات ، محلهائي را جهت نصب چادرها در نظر گرفتيم و در بين ساير گروههاي كوهنوردي جهت استراحت شبانه و هم آوائي ارتفاع به استراحت پرداختيم . گروههاي زيادي جهت صعود در محدوده جانپناه اطراق كرده بودند ، افرادي كه ازقله بازمي گشتند در حال ادامه مسير بودند و ساير گروه ها هم در حال در حال آماده كردن جاي خواب ، چاي و شام  بودند و جالبتر آنكه وقتي قصد شستن دستهايمان را داشتيم ، آب آنقدر سرد بود كه تماس آب با دستها غير قابل تحمل و استخوان سوز بود ودر همين وقت پير مردي با موهاي كاملا" سفيد، آستينهايش را بالا زده بود تا وضو بسازد  واز پدرش  نقل مي كرد كه : فرزندم ترس به دل راه نده تا هيچ چيزو كس  به تو چيره  نشود، چرا كه ترس باعث ضعف وشكست تو خواهد شد.  آن پيرمرد كه حدود 60 سال سن داشت لحظه اي مارا ازكلام پدرانه و ارزنده خويش بي نصيب نگذاشت .      

هرچند درون چادرها اثري از سرما ي غير قابل تحمل وجود نداشت ولي سردرد هميشگي بنده  و شب زنده داري بعضي از افراد كه با صداي بلند و نقل وقولهايشان سكوت وآرامش شب را در هم مي شكست ، اجازه نداند خستگي مسير و بي خوابي شب گذشته را بزدائيم و دمي راحت باشيم.

 طبق قرار قبلي  ساعت 2:45 بامداد پس از بيدار باش گروه وجمع آوري وسائل به سمت قله حركت كرديم وبا توجه به تاريكي محيط ابتدا با چراغ قوه و با بالا آمدن مهتاب و روشن شدن سپيده به مسير ادامه داده و در طول مسير با تنقلات و بيسكوئيت  صبحانه را صرف كرديم و حدود ساعت 7:00 به محدوده آبشار يخي با ارتفاع 7 متر رسيديم كه ارتفاع اين محدوده از قله حدود 5100 متر مي باشد.

پس از كمي استراحت و جمع شدن گروه به سمت منطقه گوگردي حركت كرديم و با توجه به اينكه سخت ترين قسمت صعود 300 متر انتهائي قله مي باشد بطوريكه بعلت وجود گازهاي بد بوي سولفوري ، ارتفاع بالا وفشار پائين ، تنفس بسيار سخت شده وارتفاع گرفتگي هم عامل ثانويه ايست كه با آن مواجه مي شويم ، با همه مشكلات وباتوجه به همايتهاي پزشكي و رعايت اصول ايمني و بهداشت كوه به نرمي گروه را به سمت قله هدايت كرديم.

ساعت 9:15 گروه اول وتا ساعت 10:00ساير افراد موفق به فتح قله شدن و جالب آنكه در بين افراد همنورد ما البته ازگروه خانمها  نوجواني 14 ساله   از كوهنوردان فعال باشكاه صنعت مس  بنام مينا جعفرزاده ( جوانترين فاتح قله دماوند ازاستان كرمان ) پاي بر بام ايران گذاشت و اشك شوق ديدگان معصومش را درآن سرما نظاره گر شديم ،  آرزومنديم موفقيت روز افزون اين نوجوان ايراني تا رسيدن به اوج ساير قلل افتخار در همه زمينه ها از جمله بام دنيا ( اورست)  را شاهد با شيم.

اهميت صعود قله دماوند براي افراد بومي و توابع اطراف آن به اندازه گروه هاي كه از هزاران كيلومتر با مشكلات فراوان  و بدون استراحت و بي خوابي  قبل از صعود پاي به آن مي گذارند با ارزش نيست و لذتي كه اين افراد مي برند غير قابل وصف مي باشد چرا كه بدست آوردن آن به راحتي نبوده و پايداري آن بخاطر دوري از اين محيط بيشتر ونقل خاطراتش دلنشين و شيرين تر است.

ساعت 10:15با جمع شدن افراد گروه به سمت پائين حركت كرديم وحدود ساعت 12:10 به جانپناه رسيدم ، از مزاياي فرود از قله دماوند حالت شن اسكي مسير با شيب تند مي باشد كه مسير برگشت تا جانپناه را كوتاه و جذاب مي كند ، پس از 2-3 ساعتي توقف در جانپناه با كمي استراحت ، صرف چاي و كمي غذا و نماز به سمت گوسفند سرا حركت كرديم و پس از5/1تا5/2 ساعت كليه افراد گروه به گوسفند سرا  رسيدند و با گرفتن دو دستگاه وانت به رينه باز گشتيم ، پس از گرفتن دوش و جمع آوري لوازم ، حدود ساعت 21:30 به سمت تهران براه افتاديم تا پس از صرف شام به سمت كرمان حركت كنيم.

 بعد از دو روز صعود سخت بدون هيچ غذاي گرم و مطلوب در طول مسير رستورانها را جهت توقف زير نظر داشتيم تا پس از يكي دو توقف كوتاه كه امكان سرويس دهي  به 22 نفر اعضائ گروه ما را نداشتند  ، نهايتا" از شانس بد  رستوران منظريه پلور پذيراي گروه ما شد ، گرچه ابتدا مسئول رستوران مدعي سرويس دهي كامل با انواع غذاها ي مطلوب را به ما داشت ولي اي كاش اداره بهداشت پلور درب آنرا برا ي هميشه تخته مي كرد تا ديگر اينچنين افراد سود جوئي با چنان چرب زباني اين غذاهاي ناجور را بخورد مسافران  نمي دادند.

چلو برگش كه بهيچ عنوان قابل تكه شدن نبود ، چلو ماهيچه اش ،  ديزي  بدون مخلفاتي بود كه در بشقابهاي ملامين ريخته شده بود و..... هرچند با اعتراض افراد گروه تظاهر به تعويض غذا مي كرد ولي با اين كار هم گوشه اي ديگر از معايبش هويدا مي شد (قابل توجه كوهنوردان ورهگذران محترم) .

 با آنهمه خستگي واين پذيرائي!!! به سمت ديار كريمان رهسپار شديم تا پايان صعودي ديگر را در دفتر خاطراتمان رقم زنيم .

اگر خداوند لطفش را ازما دريغ نورزد و دستان روزگار مانع ازكارما نشوند ، قصد صعود به قله آرارت را در آيندهاي نچندان دور داريم ، اميداست بتوانم باري ديگر در خدمت شما همراهان بزرگوار باشم .

                                                                                                          باتشكر