به نام خدا

کوه آرارات به زبان  ارمنی "Արարատ" و  به زبان كردي Çiyayê Ararat ویا Çiyayê Agirî و به زبان ترکی Ağrı Dağı  گويند .كوه آرارت در منطقه شمال شرقي کشور ترکیه در مرز ایران، آذربایجان و ارمنستان با مختصات جغرافيايي: 49 درجه ي شمالي و 39 درجه ي شرقي واقع شده ودارای دو قلۀ آتشفشانی است: آرارات بزرگ (5,137 متر) و آرارات کوچک (3,914 متر).در کتابهاي قران و انجيل  از آرارات به عنوان محل به خاک نشستن کشتی نوح پس از طوفان ذکر شده است. آرارت كوچك یا ماسیس  در جنوب شرقی قله اصلی واقع شده است. فلات میان دو قله پوشیده از گدازه هاو سنگ‌ها آتشفشانی می‌باشد.در ژوئیه 1840 زمین‌لرزه بزرگی در پیرامون دره آخوره در دامنه شمال شرقي آرارات رخ داد.

گزارش صعود به قله آرارات(آغري داغي) Mt Ararat

دوشنبه مورخ 9/5/85 الي چهارشنبه مورخ 18/5/85

همنوردان : هيئت كوهنوردي مس سرچشمه (صعود مشترك خانمها و آقايان)

ساعت15:00 دوشنبه مورخ 9/5/85 شهر مس سرچشمه را به سمت مرزهاي شمال غربي با يكدستگاه اتوبوس ناسيونال به رانندگي  آقاي علي جلالي  ترك  كرديم وبا پيوستن ساير افراد گروه در رفسنجان ، ساعت 16:30 مسير را به سوي مقصدي كه برا ي تمامي افراد گروه جالب و رويائي  بود  ادامه داديم.

صبح روز سه شنبه پس از صرف صبحانه در حوالي كرج به راه خويش ادامه داده وناهاررا درشهر زيباي  زنجان ميل كرديم و با توقفي كوتاه در بستان آباد ، حدود ساعت 20:00 به تبريز رسيديم وپس از توقفي كه در تبريز جهت ديدار دوست عزيزم  آقاي دكتر زماني داشتيم  به مسير  ادامه  داديم  و بامداد چهارشنبه راس ساعت 2:45 به شهر زيباي ماكو رسيديم .

حدود ساعت 7:00 صبح آقاي قاسمي نماينده سروش كوهستان در ماكو به ما ملحق شد وپس از آشنائي با وي  صبحانه را صرف كرديم و با آمدن آقاي رضا مسافر مسئول سروش كوهستان و در واقع مدير تور و برنامه ريز گروه جهت بازديد از ماكو آماده شديم .

 ماكو از جمله شهرهاي مرزي آذربايجان غربي است كه از طريق مرز بازرگان با تركيه ارتباط دارد واين شهر با منظره هائي زيبا در دره اي كه صخره هاي سربه فلك كشيده اي دوطرفش را احاطه كرده لميده  و چون دژي تسخير ناپذير درمقابل بلايا ايستادگي كرده است ، هر چند باروها و اطاقكهاي مخروبه  بجا مانده از دوران گذشته در زير كلاهكي زيبا نشان از تفكري تدافعي در مقابل هجوم دشمنان بوده ولي گسترش شهر و ازدياد جمعيت ، جلوه زيباي محله قديمي را دردرون خود كمرنگ نموده بود.

 

نمائی از کلاهک و محله قدیمی ماکو

ازقسمتهاي بالائي ماكو (منطقه سايت) كوههاي آرارات(كوچك وبزرگ) قابل رويت مي باشد و ديدن عظمت آنها از اين شهر، بي تابي صعود كوهنوردان را بيشتر وانتظارشان  سخت تر  مي گردد. 

در منطقه باغچه جوق كاخي زيبا از دوران قاجار بجاي مانده است كه توسط سردار ماكو (تيمور تيموري) معروف به اقبال السلطنه ماكوئي و از سرداران مظفرالدين شاه در سال 1313 ه .ق  بنا شده و گچبريها ،آئينه كاريها ونقاشيهاي گل وبوته با رنگهاي زيبا و تصاوير ومجسمه هاي انسان از جاذبه هاي زيباي آن مي باشد ودر سا ل1353 پس از تعميرات  به كاخ موزه تبديل و با كليه لوازم اصلي كه در آن زمان مورد استفاده قرار مي گرفته جهت بازديد  پذيراي مسافران  مي باشد ، 

کاخ سردار ماکو

قسمتهائي از سقف آن بعلت نفوذ آب احتياج مبرم به ترميم داشت ولي متاسفانه خبري از برنامه مرمت آن در كار نبود (قابل توجه سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان غربي). 

پس از گشت وگذري در شهر ماكو وخريد مايحتاج ضروري ،ناهار را در مهمانسراي جهانگردي ماكو صرف كرديم و پس از اعلام برنامه توسط آقاي مسافر وانجام مراحل اداري و امضاي قراردادها ي فردي به سمت مرز بازرگان به راه افتاديم .

ساعت 16:30 به بازرگان رسيديم و پس از تبديل مقداري از پولهاي همنوردان به لير (هر لير 6120 ريال ) ، كوله ها و ساكها را با وانت ودر معيت افراد گروه با ميني بوس به سمت گمرك حركت كرديم .

كرايه هرنفر از نگهباني تا گمرك با ميني بوس حدود 500 ريال بود وپس از پرداخت مبلغ 50000 ريال  بابت عوارض خروج، جهت كنترل پاسپورتها و ثبت مهر خروج اقدام نموديم .

پس از حدود يك ساعتي توقف در گمرك ايران و متعاقب آن ثبت مهر ورودي دولت تركيه با دو دستگاه ون كه آقاي مسافر از پيش هماهنگي كرده بود به سمت شهر دوغو بايزيت (Dogubeyazit ) به راه افتاديم و حدود ساعت 18:20 به اين شهر رسيديم ، لازم به ذكر است باتوجه به خلوت بودن گمرك گروه ما زياد معطل نشد ولي احتمال توقف تا 5 ساعت هم دور از انتظار نيست ( البته صبح ها بيشتر) و باتوجه به بالا بودن قيمت سوخت در كشور تركيه (هر ليتر بنزين 15000- 18000 ريال) قيمت كرايه تاكسي بالاست و اگر جهت رفتن به شهر دوغوبايزيت هماهنگي نشده باشد احتمال بدست آوردن تاكسي كم است و امكان دارد براي ساعتها معطل شويد(كرايه هر نفر از گمرك تا دوغو بايزيت براي تاكسي دربست 25 لير و ميني بوس به ازاي هر نفر4تا 5 لير بود).

 شهر دوغوبايزيت نزديكترين شهر مرزي به بازرگان است با خيابانهاي كه از بلوكهاي كوچك سيماني (شبيه پياده روهاي ايران) فرش شده و مردمي كه بيشتر با پوششهاي اسلامي و نژاد و زبان كردي و تركي با مساجدي تك مناره كه گوئي روزگارهاي قبل گليسا بوده وبا  فتح اين سرزمينها بدست اعراب و گرايش مردم اين مناطق به اسلام به مسجد تغيير كاربري داده اند ، وضعيت جاده ها بسيار بد بود و مسير سنگفرشي(استفاده از سنگهاي متحد الشكل) مراد كمپينگ (Murat camping) ياد جاده شاهي وسنگفرش دوران هخامنشيان را در ذهن آدمي تداعي مي كرد.

طبق برنامه  شب اول به استراحتگاه ييلاقي مراد كمپينگ كه در نزديكي دغوبايزيت بود رفتيم ، اين محل تشكيل شده بود از يك سالن پذيرائي كه جهت رفاه حال مسافرين علاوه بر سرو غذا ،موسيقي تركي و كردي نيز اجرا مي كردند و چند اطاق جهت اسكان شبانه و محوطه اي باز جهت زدن چادر و چشمه آب معدني  كه آب انرا از طريق لوله به سمت استخر سيماني  هدايت كرده بودند ونهايتا" جهت شرب و درخت هاي اطراف استفاده مي گرديد( قيمت اسكان در اطاقها براي يك شب 5 لير و جهت چادر 3 تا 5 لير و هزينه شام ، جوجه كباب Tavok يا كباب بره ghermozat  با سالاد حدود 9 لير بود ).

 مرات كمپينگ محلي جهت ارائه خدمات جهانگردي بود كه تحت نظر سايم شاهين (Saim Sahin ) اداره مي شد و نامبرده مسئول گرفتن مجوز و تعيين راهنماي صعود جهت گروه ما و ساير گروههائي كه از اينطريق اقدام مي كردند بود .    

با توجه به اينكه وقت زيادي تا صبح روز بعد داشتيم لذا پس از بازديد از مسجد قديمي اسحاق پاشا كه بالاي تپه هاي مشرف به مرات كمپ بود(متاسفانه با توجه به  تعطيل بودن  وعدم امكان بازديد از داخل آن و توضيحات تابلو ورودي آن هم به زبان تركي بود  نتوانستم از وضعيت تاريخي آن اطلاعات دقيقي كسب كنم) ، وقت انرا پيدا كرديم تا با  توريستهائي كه از ساير كشورها در اين محل حضور داشتند گپي زده و  تمدن ، اقليم و فرهنگ  كشور عزيزمان ايران را به آنها بهتر معرفي كنيم .  

با توجه به اينكه ساعت رسمي تركيه حدود نيم ساعت عقب تر از ساعت رسمي ايران بود بنا براين ما ساعتهايمان را تغيير نداديم و ساعت 8:00 صبح روز پنجشنبه پس از صرف صبحانه ، مراد كمپ را با يكدستگاه كاميون به سمت كوه آرارت ترك كرديم و حدود ساعت 9:50 پس از طي جاده خاكي به روستاي علي چوي (ارتفاع2200 متر)  رسيديم.

روستاي علي چوي (واژه چوي در زبان تركه به معني روستا مي باشد) كه در دامنه جنوبي   كوه آرارات قرار دارد، ابتداي مسير پياده روي به سمت قله است .

با توجه به هماهنگيهاي قبلي انجام شده ،افراد بومي با اسب و قاطرهايشان منتظر ما بودند و طبق روال برنامه هاي صعود آرارت  مقرر گرديد تعدادي از كوله ها را كه محتوي مواد غذائي و آب جهت صعود سه روزه بود ابتدا تا كمپ 1 وفرداي انروز به كمپ 2 و روز سوم به ايستگاه اول برگردانند ، با توجه به اينكه هر چهرپا فقط تعداد3 كوله را حمل مي كرد ، وسائل مارا با دو قاطر آنهم پس از كلي بحث وجدل كه كوله هاي شما سنگين است و ايرانيها مثل خارجيهاي ديگر ولخرج نيستند ، به سمت كمپ 1 حمل كردند. (هزينه رفت و برگشت قاطرها 300 لير شد ) و گروه ما نيز با آقاي قاسمي كه بعنوان راهنما از طرف سروش كوهستان بود و يكنفر راهنماي محلي بنام موسي كه توسط سائم تعيين شده بود به سمت قله  با شيبي نسبتا" ملايم به راه افتاديم و با گذر از كنار چادرنشينان كرد كه در طول مسير  بصورت  دو تا سه خانواري تمام منطقه را با دامهاي خويش تحت سلطه داشتند و با استفاده بي رويه از علفزارهاي منطقه ،طبيعتي خشك و بي روح در آن محدوده ايجاد كرده بودند ، ساعت 14:35 به كمپ 1(ارتفاع 3200 متر) رسيديم .

دو دو گروه انگليسي  و مجارستاني در كمپ 1 حضور داشتند و گروههائي هم از كشورهاي ايتاليا ، استوني ، جمهوري چك ، آلمان در حال پائين آمدن و استقرار در كمپ 1 بودند و ما هم پس از برافراشتن چادرها و صرف ناهار ، مقدمه آشنائي با ساير افراد مستقر در كمپ 1 را فراهم كرده و پس از كمي صحبت در باره وضعيت صعودشان به گپ و گفتگو پرداختيم.

كمپ 1 شبيه به ارودگاهي موقت با تعدادي چادر بود كه هيچگونه امكاناتي نداشت و حتي آبي كه درارتفاعات بالاتر از كمپ وجود داشت توسط شيلنگ از 300 متري كمپ به پائين هدايت شده بود و دونفر از افراد محلي نسبت به فروش بطريهاي آب اقدام مي نمودند وجالب آنكه صبح روز بعد وقتي از كنار شيلنگ مي گذشتيم متوجه سوراخ شدن آن شديم و  متاسفانه راهنماي ما (موسي) مانع از برداشتن آب توسط بعضي از دوستان ما شد، در صورتيكه با توجه به پول زيادي كه دولت تركيه  بابت صعود از افراد  مي گيرد مي توانست حداقل با ايجاد منبع آب كمك شاياني در جهت حل مشكلات بهداشتي كمپ انجام دهد.

روز جمعه ساعت 8:30 پس از صرف صبحانه  كمپ 1 را ترك كرديم و بعداز حدود نيم ساعت  كوهپيمائي به ابتداي منطقه صعود با شيب تند رسيديم وبا گذر از اين منطقه و عبور از مسيرهاي پاكوب ، حدود ساعت 12:30 به كمپ 2 (ارتفاع 4200 متر) رسيديم .

 دره شیطان (نمای از کمپ ۲)

 با ديدن چهار گروه از كوهنوردان ايراني(كرمان ، اصفهان ، مشهد و ) در كمپ 2  كه دوستان عزيز كرماني ما هم ازجمله آقاي رسول زندي (دبير سابق هيئت كوهنوردي استان كرمان) و آقاي حمزه نژاد از پيشكسوتان  هيئت كوهنوردي مس سرچشمه و دوست بزرگوارمان آقاي بيگلري كه  پس از صعود ، آماده رفتن به پائين قله بودند، مسرور و شادكام شديم . هرچند بعلت سر خوردن يكي از همنوردانشان بنام آقاي سعيدي كه از ناحيه بالاي زانوي پاي راست آسيب ديده بود ، كمي مضطرب بودند ولي خوشبختانه به خير گذشته بود.

 

 

 دوستان کرمانی(کمپ۲)

با رفتن دوستانمان براي شب دوم درمحلي مناسب  چادرها را جهت استراحت و هم آوائي ارتفاع زديم وپس از خواندن نماز، صرف ناهارو چاي به استراحت پرداختيم.

گروه ما و سه جوان مجارستاني با يك راهنماي ترك در كمپ 2 مانديم تا طبق برنامه بامداد روز بعد نسبت به صعود قله اقدام نمائيم.با تاريك شدن هوا  سوپ  داغي بار گذاشتيم  وداخل چادرها ميل نموديم و زود تراز شب قبل به خواب واستراحت پرداختيم .

ساعت 2:00 بامداد روزشنبه طبق برنامه بيدار شديم و با آماده شدن گروه ساعت 3:00 به سمت قله حركت كرديم . با توجه به تاريكي هوا قسمتي از راه را با چراغ قوه و باروشن شدن مسير به حركت ادامه داديم . قبل از طلوع خورشيد هوا نسبتا" سرد بود بطوريكه برودت هوا در سردترين زمان به 5- درجه سانتيگراد مي رسيد.

درحدود 300 متري قله بعلت وجود برف و يخ زدگي مسير با پوشيدن گرامپون(يخ شكن) ادامه داديم و حدود ساعت  7:45  با خواندن سرود جمهوري اسلامي ايران بر بام تركيه پاي گذاشتيم ،با توجه به اينكه هوا كاملا" آرام بود حدود يك ساعتي جهت گرفتن عكس و فيلم بالاي قله مانديم .

با رسيدن كوهنوردان مجارستاني و گفتن تبريك صعود به آنها به سمت

پائين باز گشتيم و مسير قله تا كمپ2 را 2 ساعته آمديم ، با جمع شدن گروه و صرف صبحانه و چاي ساعت 11:50 به سمت كمپ 1 حركت كرديم .

با حركت ما مه غليظي منطقه را در برگرفت بطوريكه در ميانه راه ، تگرگ و باران شديد غبار و عرق صعودمان را كاملا" شست و با توجه به گرم بودن هواو آفتابي شدن سريع خشك شديم و   نهايتا" حدود ساعت 17:00 به روستاي علي چوي رسيديم جائي كه همان كاميون قبلي منتظر ما بود.

با سوار شدن افراد گروه به هتل آرارت دغوبايزيد رفتيم ولي متاسفانه بعلت قطع آب هتل بعد از دو تا سه ساعت حلافي آنهم با تني خسته  به هتل اورارتو ( Hotel Urartu) نقل مكان كرديم ، متاسفانه به دليل گراني سوخت هتلهاي آنجا هم نسبت به گرم نگه داشتن آب جهت استحمام صرفه جوئي مي كردند و ظاهرا" طبق برنامه هتل ساعت 2:00 بامداد به بعد سيستم آبگرم هتل فعال مي شد ، پس از صرف شام در يكي از رستورانهاي خيابان مجاور به هتل بازگشتيم و بنده با همان آب سرد دوش گرفتم وچون خيلي خسته بودم از برنامه آتش بازي جلو هتل آنهم نيمه هاي شب دل كندم و به استراحت پرداختم .

 

صبح روز يكشنبه ساعت 7:30 هتل را به مقصد شهر وان كه در 200 كيلومتري دوغوبايزيد بود با يك دستگاه ميني بوس دربستي ترك كرديم و در بين راه  ، كنار آبشاري زيبا صبحانه را ميل نموديم  و با گذر از كنار درياچه نيلگون وان حدود ساعت 11:00 به شهر وان رسيديم .

شهر وان نسبت به دوغوبايزيد بزرگترو زيباتر و پشت بام اگثر ساختمانهاي ورودي شهر مزين به فتوسلها ي خورشيدي  بود ، طبق توافق دوستان ساحل روبروي  بيمارستان اصلي شهر كه از مناطق ييلاقي با مجتمع هاي مسكوني زيبا و شامل استراحتگاه عمومي بود جهت شنا و استراحت افراد انتخاب كرديم و پس از دوساعتي توقف جهت صرف ناهارو خريد و گردش به داخل شهر بازگشتيم .

باتوجه به اينكه برنج جزء لاينفك رژيم غذايي ما ايرانيها ست ولي در هيچكدام از رستورنهاي آنجا بيش از 50 گرم آنهم از بدترين نوع با غذا سرو نمي كردند و حجم غذاها هم نسبت به ايران واقعا" كم بود لذا ما كه از صعودي سه روزه باز گشته بوديم جهت سير شدن مجبور بوديم مكررا" نان سفارش دهيم هرچند تعجب گارسونها هم بي جهت نبود.

قيمت خريد يكعدد بستني ميوه اي(قيفي)  1 لير  وقيمت پوشاك هم اگر چان زني مي كردي مناسب ولي تنقلات و شيريني جات نسبتا" گران بود ، لوازم الكترونيكي خصوصا" موبايل  نسبت به ايران خيلي گرانتر بود .

ساعت 20:30 پس از خريد وسياحت درشهر به سمت دوغوبايزيد حركت كرديم و پس از برداشتن وسايل از هتل اورارات حدود ساعت 00:30 بامداد دوشنبه به سمت مرز براه افتاديم ، پس از حدود يك ساعتي كه جهت انجام امور گمركي گذشت بايك دستگاه ميني بوس به بازرگان آمديم و با آمدن اتوبوس حدود ساعت 3:30 به سمت اروميه حركت كرديم و روز دوشنبه را با گذري در شهراروميه  و بازديد از روستاي سركند (Serkand)  كه تنها بازماندگان آسوري را در خود جاي داده است و تماشاي برنامه موسيقي با تار و ناقارا و اجراي حركات موزون (ليريك و يالي) سنتي آذربايجان كه توسط آقاي مسافر تدارك ديده شده بود به پايان رسانديم.

 حدود ساعت 22:00 به سمت كرمان البته از طريق سنندج و همدان براه افتاديم و صبح روز چهارشنبه به رفسنجان رسيديم و با جدا شدن دوستان پايان برنامه اي ديگر را رقم زديم.

                                                                                  با تشكر