اكثر دانشمندان يتي را به اين دليل كه يك موجود خيالي است به كناري گذاشته‌اند ولي فوق العاده خواهد بود اگر اعتقاد «مسنر» نسبت به ديدن او در هيماليا واقعيت داشته باشد.

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گردشگري ـ جوليان چامپكين، ترجمه: پريسا حسين‌زاده
من قلل هيماليا را صعود كرده‌ام ويتي را چهار بار ديده‌ام. «راينولد مسنر»
 
تصور كنيد اولين ملاقات واقعي مستند بين انسان و يك گونه حياتي جديد، يتي غول برفي معروف، او چگونه مخلوقي است؟ يك موجود مهربان خجالتي، ديداري توأم با صلح وعدم درك متقابل؟.
 
كوهنوردايتاليائي رينهولدمسنر مدعي است كه دقيقا يتي چنين موجودي بود. ومي‌گويد با او مواجه شده است نه يكبار بلكه چهار بار، يكبار آنقدر نزديك به او بود كه مي‌توانست او را لمس كند. از همه مهمتر او مدعي است كه از اين موجود و يك يتي مادر كه از بچه خود مراقبت مي‌كرده و نيز يك اسكلت يتي عكس نيز گرفته است، مسنر مي‌گويد اوخجالتي است، تقريبا" 2 متر قد دارد. شبها مي‌آيد تا گوسفند و ياک (گاوتبتي) شكار كند، يتي با همنوعان خود از طريق صدائي شبيه به سوت زدن ارتباط برقرار مي‌كند.
 
يتي غول بي‌آزار و خيالي هيماليا در موقعيت جذابي قراردارد كه علم را با تفكرات اميدوار كننده روبرو ساخته است. اكثر دانشمندان يتي را به اين دليل كه يك موجود خيالي است و حاصل هواي رقيق كوهستان، توهم ارتفاع و افسانه‌هاي تبتي‌ها است به كناري گذاشته‌اند ولي فوق العاده خواهدبود اگر واقعيت داشته باشد.
 
اويكي از مخلوقاتي است كه اكثر ما آرزوي واقعيت داشتن او را داريم. اگر مسنر عكس‌ها و فيلم ويدئويي خود را ارائه دهد، اولين مدرك مستند از اين موجود است كه چند دهه و يا شايد حدود 150 سال است كه اخباري درمورد او گفته مي‌شود ولي هنوز عنوان افسانه به آن اطلاق مي‌شود. ادعايي خارق العاده، البته هنوز مسنر نيز يك مرد خارق‌العاده در دنياي كوهنوردي است. او واقعا" يك افسانه است، سرشناس‌ترين هيماليانورد براي همه نسل‌ها؛ او اولين كسي است كه اورست رابدون اكسيژن صعود كرده، شاهكاري كه آنرا غير قابل تصور مي‌پنداشتند و نيز اولين كسي است كه به تنهائي آنرا صعود كرد.
 
او اولين كسي است كه تمامي 14 قله بلند جهان را هم صعود كرده است.
 
رينهولد مسنر متولد 17 سپتامبر 1944 در منطقه ويلنوس در جنوب تيرول ايتاليا اکنون به جايگاهي رسيده كه عده كمي از آن برخوردار هستند. او در برخي از نواحي كاملا"‌ بکر هيماليا درباره اولين ديدار خود بايتي مي‌گويد: «درسال 1986 درشرق تبت بعد از رديابي جاي پاهاي پهن 35 سانتي او بود، در ماه جون سال گذشته يك اسكلت را از يك چادرنشين درجلگه «لاداخ» مابين هند و پاكستان خريداري كرد، بعد شروع به جستجوي جدي درمحيط اطراف كرد."براي يك هفته روزي 12 ساعت درمحيطي بدون درخت درحال جستجو بودم، توقع نداشتم كه خيلي زود يكي ازآنها را پيدا كنم، ابتدا ما يك مادر و بچه را ديديم، من فقط توانستم يك عكس از پشت سرآنها بگيرم. بچه يتي موي قرمز براقي داشت و موهاي مادر سياه بود، يتي مادر بيش از دو متر قد و با موهاي سياه چهره‌اي افسانه‌اي داشت، وقتي‌كه ما را ديدند ناپديد شدند".
 
دوروزبعدمسنر و همراهان او براي فيلمبرداري از يتي كه خوابيده بود عازم شدند، آيا اين ممكن بود؟ بدون ترديد تبتي‌ها و شرپاهاي نواحي اطراف قله اورست قويا" معتقدند كه يتي وجود دارد ولي علي‌رغم اخبار مربوط به ردپاها و رؤيت متناوب او يافتن مدرك مستند براي اثبات وجود يتي بسيار سخت است.
 
وجود يتي در غرب از سال 1832 زماني‌که يك انگليسي درنپال زندگي مي‌كرد و شنيد كه موجودي كه شق و رق حركت مي‌كند و بدن او پوشيده از موهاي بلند مشكي است، شايع شد. اسامي ديگري كه بر روي او گذاشته‌اند متوخانگمي، ميركا، سوگپا و ميگو است. اولين اسم او به معني آدم برفي مزخرف است ولي باعث اين نام‌گذاري ترجمه غلط يك روزنامه‌نگار درسال 1921 درخصوص گزارش تيم اعزامي به اورست بود كه سبب شد اين اسم به روي اين موجود بي‌نوا گذاشته شود درصورتيكه او بيشتر مهربان و خجالتي است تامزخرف.
 
درآن سال 32 شاهد شامل شش كوهنورد انگليسي و 26 شرپا ردپاهاي يتي را مشاهده كردند اگر چه شرح ديگري درخصوص خرس‌ها، بزها و يا پلنگ برفي نيز داشتند. درسال 1953 زماني‌كه تيمي كه به اورست اعزام شده بود موفق به صعود قله شد. مسئول صومعه که يک لاما بودايي بود  به «سرجان هانت» گفت: «جائي كه او كمپ را برقرار كرده بود در سال گذشته يك يتي درحال برف بازي در علف‌زار ديده شده است و بعلت سر و صداي بوق‌هاي شيپوري (راهبان با کمک بوق‌ها مردم را از زمان عبادت با خبر مي‌کنند) متواري شده است.»
درسال 1960 سر ادموند هيلاري پوست يك يتي را از يك شرپاي روستائي قرض گرفت ولي در بررسي كه بر روي آن انجام شد مشخص شد كه پوست متعلق به يک بز هيماليائي است. دكتر «كارل شوكر» جانورشناس انگليسي و متخصص در زمينه يتي مي‌گويد: «در ادعاهاي مسنر، مواردي دال بر واقعيت وجود دارد.» او مي‌گويد يتي در بيش از دو هزار كيلومتر از نواحي هيماليا، ازپاكستان تا هند و تبت و حتي بوتان ديده شده است. آنها از سه گونه تشكيل شده‌اند نوع اصلي يتي قرمز است نوع بلندتر آن مشكي است و تعدادي از مشاهده‌ها حاكي از وجود نوع كوچك‌تر كه زير شاخه‌اي از قرمز است را اعلام مي‌كند. مشاهدات مسنر تائيدي است بر دسته بندي‌هاي فوق.»
 گونه قرمز، يك يتي جوان است كه پس از رشد صاحب موهاي مشكي مي‌شود. مشكل بزرگ در باور وجود يتي اين است كه هيچ موجودي تنها متكي به خود نمي‌تواند ادامه حيات دهد، براي جلوگيري از انقراض به يك كلني يا اجتماع دست كم 50 نفره اگر نگوئيم 100 نفر براي زاد و ولد نياز است. مسنر معتقد است يتي از مخاطرات فاصله زيادي دارد.
 
"من تخمين مي‌زنم كه هزاران يتي در هيماليا وجود دارد". البته مشكلات بزرگ ديگري نير در تائيد وجود اين مخلوق وجوددارد، اوبه منابع غذائي نياز دارد، طبق ادعاي مسنر او يك گوشت‌خوار است، هنوز اخباري دال بر گم شدن گاو و گوسفندها وجود دارد اگر چه «كريس بانينگتون» كوهنورد معروف انگيسي كه مسنر و ناحيه مذكور را كاملا" مي‌شناسد منكر وجود مشكل غذا در آن مناطق است.
او مي‌گويد: "نواحي شمال شرقي اورست به نحو عجيبي بكر و دور افتاده است و اكثرا غير قابل عبور بخاطر جنگل‌هاي انبوه است. ولي همين جنگل‌ها مي‌توانند منبع غذا و سر پناه و به موازات آن مكاني براي روئيت اين موجودات محسوب شوند. به تعبيري يتي درماوراء راه‌هاي برفي كه براي عبور از يك ناحيه به ناحيه ديگر درست شده است، براي فرار از خطر زندگي مي‌كند.
دستاورد قهرماني‌هاي مسنر در كوهنوردي قصري است درآلپ ايتاليا و او اميدار است كه موزه‌اي از يتي تاسيس كند كه يافته‌هاي او را به نمايش گذارد. ولي او هنوز هيچ مدركي را نشان نداده است و بايد در كتابش مداركي را كه مدعي است تهيه كرده ببينيم. درنهايت شانس بد يتي خواهد بود اگر وجود او اثبات شود.
 بدون شك كسي قادر به اصرار و تحريك براي شكار يكي از آنها نخواهد بود. اگر وجود دارد مطمئنا مثل ياک‌ها (گاوتبتي) خود را با هواي رقيق و ارتفاع زياد كوهستان وفق داده است. ياک‌ها اگر به ارتفاع همسطح دريا برده شوند شايد بميرند، شش‌هاي آنها نمي‌تواند هواي غليظ راتحمل كند. اين‌چنين است كه يتي آخرين حر به خود را بر عليه ما براي حفظ راز تنهائيش بكار بسته است.
 
 اطلاعات يتي
اندازه: حدود 198 سانتيمتر، وزن حدود200 كيلوگرم از روي گفته‌هاي افرادي كه مدعي‌اند او را ديده اند و از عمق ردپاهاي آنها محاسبه شده است.
ردپا: آنهائي كه ديده شده است حدود 35سانتيمتر پهنا و50 سانتيمتر طول دارند.
محل زندگي: دو هزار كيلومتر محيط وسيع هيماليا به مركزيت اورست، اكثر مشاهدات در محيط 2500 تا 3600 متر و عموما" جنگلي بوده است.
سرعت: 60 كيلومتر درساعت كه تقريبا" دو برابر سرعت يك انسان دونده است. 
سبك زندگي: طول عمر حدود30 سال ، تغذيه از گاو و گوسفند، ارتباط از طريق صدائي شبيه سوت و فعاليت‌هاي او شبانه است.
منشاء: احتمالا" بازمانده ناندرتالهائي هستند كه به مركز آسيا در38000 سال پيش عقب نشيني كرده‌اند.
مو: معمولا" سياه و در جواني قرمز و هنگام كودكي قرمز براق.
خصوصيات: حالت غيرتهاجمي اولين نكته‌اي است كه از رفتار او برداشت مي‌شود و بيشتر مهربان و خجالتي است.
اسم : Abominable Snowman اسمي است كه بواسطه ترجمه غلط از لغت محلي ""متوخانگمي"" به معني آدم برفي مزخرف گرفته شده است.
كمپاني هرالدو ويكلي تايمز با مسئوليت محدود
استراليا/نيوزلند
21/9/1997 ساندي هرالدسان
نكته: ماتنها مي‌توانيم اميدوار باشيم كه ادعاهاي مسنر واقعيت داشته باشد زيرا اگر چنين باشد او وجود يك موجود اسرار آميز (ناپديدشده) واقعي را ثابت كرده است. اين اولين موجود اسرارآمير "واقعي" است كه بطور علمي تائيد مي‌شود. از زمانيكه «هيوو لمنز» لغت cryptozoology به مفهوم رمزشناسي حيوانات ناپديد شده را ابداع كرد، بر مي‌گردد به دهه 1950، ادعاي اسكلت يتي مهمترين يافته مسنر است و ما اميدواريم اجازه دهند تحقيقات اندام‌شناسي بر روي آن انجام شود.