به نام خدا

گزارش صعود به قله گلچين ماهان (ارتفاع 4093 متر)

 همنوردان : هيئت كوهنوردي مس سرچشمه

طبق تقويم ساليانه مقرر شد بار سفر را به سمت ارتفاعات ماهان بسته و شبي را در دامن طبيعت ، دور از هيا هو و آلودگيهاي بپا خواسته از زندگي ماشيني كه بشر با دست خود البته جهت هلاكت خويش ساخته و پرداخته ، بيتوته كرده و با شروع سپيده دمان و رويت شفق  چند ساعتي را در مسيرهاي فراز نشيب كوهساران  پيموده تا شايد از اين سحر خيزي بي نسيب از  كامروائي و سرزندگي نگرديم.

  ساعت 14:00 روز پنجشنبه مورخ 20/2/86 كرمان را در معيت دوستانم آقايان بيگلري ، حمزه نژاد ، نهاوندي ، پيشگر و نادري به سمت ماهان ترك كرديم و با گذر از پليس راه ماهان – بم به سمت چپ به سمت روستاي زيبا و خوش آب وهواي سكنج به راه افتاديم و با عبور از جاده آسفالته اي كه از داخل سكنج مي گذرد و طي حدود سه كيلومتر جاده خاكي كه از كنار اردوگاه و سد خاكي مي گذشت ساعت 15:30 به ابتداي دره منتهي به قله رسيديم ، هرچند ساير همنوردان كه از سرچشمه با ميني بوس آمده بودند حدود دوساعتي قبل از ما درحال حركت به سمت قله بودند و با هماهنگيهاي قبلي كه با هم داشتيم مقرر شد در منتهي اليه مسير  كه از نظر آب كمبودي نباشد جهت اطراق شبانه بمانيم .

ماشينها را كه پارك كرديم كوله پشتيهائي كه سالها شريك خاطرات دلنشين صعودهايمان بودند بر پشت زده وراهي مسيري ديگر تار سيدن به اوج بلنديهاي معنوي  كه حقيقتا"روح لطيف آدمي را سيراب مي كند شديم.

از كنار جوي سيماني ، در ميان دره اي كه دو طرفش را ديواره هاي بلند صخره اي با سايه هايي سنگين و آبي كه با سرعت به سمت سكنج درحركت است عبور كرده و به رودخانه اي نسبتا" پر آب مي رسيد 

 باگذر از رودخانه مارپيچ كه مسير را بارها قطع مي كند و درختان زارچ ، نسترن وحشي و بيد كه بصورت انبوه در جوار رودخانه با نسيم باد مي رقصند و پونه هائي كه در ميان چمنزارها غلطانند و فضائي زيبا ، باطراوت و هوائي لطيف و معطر كه توصيفي ازبهشت را به شما ارزاني مي دارند به اولين آبشار مي رسيم.

 با جدا شدن از  مسير رودخانه از مسيرصخره هاي سمت راست به بالاي آبشار رسيده و هر از گاهي از اين آب زلال و خنك بر سر و صورت زده و عرق جبين را مي زدائيم .

آبشار دوم را از مسير صخره اي  سمت راستش رد مي كنيم و با طي مسير حدود ساعت 17:00 به اولين آب فرعي كه از دره سمت راست به رود خانه اصلي مي ريزد رسيديم و جهت صعود به قله بايد دره سمت راست را ادامه دهيم ، مهمترين مشخصه اين منطقه كه تا نوك قله مشهود است غار ي است كه در بالاي صخره روبرو ي دره و در زير قله مجاور پلوار واقع است مي باشد . 

پس از كمي استراحت مسير دره سمت راست را ادامه داديم وحدود ساعت 17:30 به منطقه اي با چمنزاري وسيع و سرسبز رسيديم ، متاسفانه سوختن تعداد زيادي از درختان آن  محدوده ، منظره را دل انگيز جلوه گر مي نمود و بهمين علت به جنگل سوخته مشهور است(ارتفاع 2800 متر)

جنگل سوخته

 با كمي جستجو محلي كه دوستانمان دركنار آب چادر هايشان را برافراشته بودن پيدا كرديم و پس از كمي خوش و بش، در كنار يكي از چادرها با تعدادي از دوستان گرد هم جمع شديم و بامروري بر خاطرات گذشته و صرف شام ، يكي دو ساعتي هم به شوخي و جوكهاي بعضي دوستان (البته به لطف اس ام اس و بلوتوسها بازار اين قسمت خوب گرم شده ) و گوش دادن به صداي گرم و دلنشين دوستان عزيزمان آقايان پيشگر ،بيگلري و سلاجقه گذشت و نهايتا" حدود ساعت 23:00 كيسه خوابها را گوشه اي پهن كرديم ودر زير آسمان پر ستاره كرمان شب را به صبح وعده داديم.

صبح روز جمعه ساعت 5:00 پس از خواندن نماز كوله هاي حمله را برداشتيم و به سمت قله حركت كرديم ، با توجه به اينكه در ادامه مسير هيج آب رواني (بجز برف ) وجود ندارد بهتر است جهت حدود 5ساعت صعود به مقدار كافي آب با خود برداريد.

  پس از حدود10 دقيقه پياده روي در مسير رودخانه (البته بي آب)  به دوراهي مي رسيم كه بهتر است جهت صعود مسير يال بين دو دره را به سمت جنوب ادامه دهيم و با كوهپيمائي از اولين شيب تندسريع ارتفاع گرفته و بر منطقه مشرف شويم.

ساعت 6:45 در ارتفاع 3470 متري حدود 10 دقيقه اي جهت استراحت متوقف شديم بطوريكه قله گلچين زير  تشعشعات  خورشيد (سمت شرق) خود نمائي مي كرد و در سمت شمال قله پلوار با لكه هاب زيباي برف  و در سمت چپ پلوار قله صخره ه اي با غارهاي ضلع جنوبي اش با منظره اي زيبا و روستاي سكنج با سرسبزي در سمت شرق ودر دور دستهاي آن كوههاي جوپار  آدمي را به ديدن اينهمه زيباي ترغيب مي نمود .

 

قله پلوار

روستای سکنج وقلل جوپار

پس از كمي استراحت روي يال سوار شديم و مجددا" به سمت دره منتهي به يال اصلي قله به سمت جنوب غرب ارتفاع را كم كرده ودر كنار يخچالهاي برفي ته دره حدود ساعت 7:40 جهت صرف صبحانه و چاي كوله ها را بر زمين گذاشتيم .

ساعت 8:30 پس از صرف پنير و گردو به سمت يال صخره اي مشرف به قله كه با انهنائي از شمال به جنوب وبعد به سمت غرب به قله مي رسيد حركت كرديم و با تراورس كردن مسير صخره اي ساعت 10:00 به قله رسيديم .

ازبالاي قله علاوه بر مناظري كه در پاراگرافهاي قبلي متذكر شدم قله هزار در دوردستهاي جنوب با سري پوشيده از برف و روستاي جوشان در سمت غرب و قله هاي قفس و جفتان در سمت راست پلوار البته در فاصله اي دورتر نمايان بودند.

لذت صعود به قله و استراحت در آن اوج هزاران پايي واقعا" غير قابل توصيف است ، وقتي به مقصود مي رسي خستگي را فراموش كرده و جز سپاسگزاري از خداوندي كه باريگر انسانها ست وظيفه ديگري نخواهي داشت .

بعد از 45 دقيق استراحت  به سمت پائين حركت كرديم و حدود ساعت 13:30 به جنگل سوخته رسيديم و پس از صرف ناهار و چاي ساعت 15:00 به سمت سكنج راه افتاديم و با گذر از اين مسير خوش آب و هوا ساعت 17:00 به ايستگاه اوليه رسيديم وبا جمع شدن افراد گروه به سمت كرمان حركت كرديم.